بر ايشان و گمان بد بردن بايشان و تعصب كشيدن اهل شر و محله و قبيله به غير حق و بجبر و خيلاء در پوشش و رفتار و گفتار و دلتنگ شدن و سفاهت و بىخردى كردن و دشنام دادن و فحش گفتن و بىسبب شرعى كسى را زدن و كج خلقى كردن و بغى و ظلم و افتخار بباطل و گمراه كردن مردم و فتوا دادن به غير علم و اعانت ظالمان و موافقت ايشان در ظلم و راضى بودن بفعل ايشان و علانيه مرتكب محارم شدن و امثال اينها كه بر هر يك تهديدات و عقوبات عظيمه وارد شده است و وجوب امر بمعروف و نهى از منكر و حب فى اللّه و بغض فى اللّه و غضب كردن از براى خدا و مداهنه نكردن در دين خدا و امر كردن اهل و اولاد خود را بفعل طاعات و ترك معاصى و كيفيت سلوك با اهل ذمه از كفار و رعايت امان ايشان كردن و عهد و امان نشكستن و تقيه از مخالفان و از سلاطين جور و حكام و امراى ظلمه كردن و خود را بمهلكه نينداختن تا به خون نرسد و در كشتن تقيه نميباشد و در بريدن اعضاء و كور كردن و امثال اينها گرداند كه اگر نكند كشته خواهد شد و به اين فعل آن شخص كشته نمىشود خلاف است و گواهى ناحق از براى تقيه ميتوان داد اگر باعث قتل كسى نشود در قسم دروغ از براى دفع ضرر ظالم از خود و از مؤمن ديگر جايز است و در هر دو تا ممكن باشد بايد توريه كند مثل آنكه مال مؤمنى نزد مؤمنى باشد و ظالمى خواهد بعنف غصب كند او سوگند ياد كند كه مال نزد من نيست و قصد كند كه مالى
كه به تو بايد داد نزد من نيست و تقيه در گفتن كلمهء كفر نيز جايز است چنان كه عمار كرد و حقتعالى عذر او را در قرآن مجيد فرستاد و همچنين در سب حضرت رسول و ائمه جايز است و از بعضى از اخبار ظاهر مىشود كه تقيه در بيزارى از ايشان نميباشد و در بعضى ظاهر مىشود كه مىباشد و مقتضاى جمع بين الاخبار آنست كه مخير باشد ميان آنكه تقيه نكند در ناسزا گفتن بايشان و كشتن را بر خود بگذارد چنانچه مادر و پدر عمار كردند و ميان آنكه تقيه بكند و ناسزا بگويد چنان كه عمار كرد و استغاثه بايد كرد به حق تعالى كه آدمى را بچنين بليه مبتلا نكند و در بعضى روايات وارد شده است كه تقيه در آشاميدن شراب و ساير مسكرات نمىباشد و در مسح بر روى موزه و ترك حج تمتع نمىباشد و مشهور جواز است در همه و احاديث را تأويلات كردهاند و اگر دوا منحصر باشد در حرام اكثر علماء تجويز كردهاند و احاديث بسيار بر عدم جواز وارد شده است خصوصا در شراب و مسأله در غايت اشكالست و دروغى كه در آن مصلحت سهلى باشد مثل آنكه شغلى دارد و جمعى مىآيند و او را بازمىدارند ميگويد بگوئيد در خانه نيست و موضع مخصوصى را قصد مىكند خالى از اشكال نيست و اگر مصلحت شرعى باشد جايز است و در احاديث عامه و خاصه وارد شده است كه هر دروغى كه هست از او سؤال ميكنند در قيامت مگر سه دروغ شخصى در جنگ سخنى بگويد كه مراد او معنى
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٢٧