زياده از قدر ضرورت جايز نيست و بعضى گفتهاند حرام است تأديب غلام و كودك و كنيز زياده از ده تازيانه و اكثر مكروه دانستهاند و در روايتى وارد شده است كه حد تأديب ايشان پنج تازيانه است يا شش تازيانه و در روايت ديگر تأديب اطفال سه مرتبه وارد شده است و در حديث صحيح وارد شده است كه هر كه بزند مملوكى را به قدر حد يعنى آنكه موجب حد از او صادر شده باشد زننده را كفاره نيست به غير آزاد كردن مملوك و ظاهر كلام شيخ طوسى آنست كه اين را واجب ميداند و در حديث صحيح وارد شده است كه محرم غلام خود را تأديب ميتواند كرد تا ده تازيانه .
و شيخ يحيى بن سعيد در جامع گفته است قبول ميتوان كرد قول كودك را در هديه و در رخصت دخول خانه و از جمله محرمات صيد حرمست كه بر محل و محرم هر دو حرامست و صيد صحرا مطلقا بر محرم حرامست و هر نجسى حرام است خواه بالاصاله نجس باشد يا بملاقات نجسى نجس شده باشد و هر معجون و مركبى كه حرام در آن داخل كرده باشند حرام است و فريادرسى مظلومان و رفع ظلم كردن از ايشان با قدرت واجب است و اگر قادر بر يارى نباشد بعضى گفتهاند حاضر بودن در آن موضع حرامست و جايز نيست خواب دروغ نقل كردن و جايز نيست گوش دادن بسخن جمعى كه راضى نباشند بشنيدن آن و در بعضى از روايات وارد شده است كه زنى كه در موضعى نشسته باشد و گرم شده باشد تا سرد نشود مرد در آنجا ننشيند و اكثر حمل بر كراهت كردهاند و ابو الصلاح
حلبى در كافى از جمله محرمات شمرده است جميع اقوال قبيحه را مانند امر بقبيح و نهى از حسن و مشاهدهء منكرات از براى غير انكار و مدح كسى كه مستحق مذمت باشد و بر عكس خواه بنظم و خواه بنثر و عمل آلات قمار و ساختن بت و چليپا و شرابهاى حرام و آلات آنها و تركيب كردن دانههاى محرمه و سموم قاتله و نگاهداشتن درندگان و ساير موذيات و خصى كردن حيوانات و ذبح كردن حيوانى كه در شرع ذبح آن وارد نشده است و آزار دادن آنها بر وجهى كه در شرع وارد نشده است و تعدى كردن از انتفاعاتى كه شارع از آنها مباح كرده است و ساختن زينت زنان از براى مردان و نقش كردن روى زنان و به طلا زينت كردن مساجد و مصاحف و ساختن معابد يهود و نصارى و آتشكده و غير اينها از معابد اهل ضلال و كمان گلوله انداختن و جمع كردن ميان اهل فسق از براى فجور و اعانت كردن فاعلان قبايح و ظالمان و متقلبان بر بلاد به غير حق خواه بگفتار و خواه بكردار يا برائى و تدبيرى و جمع كردن و نوشتن كفر و شبههها كه قدح در ادله اهل ايمان مىكند بدون آنكه جواب گويند و نقض آنها كنند و سعى كردن در چيزى از قبايح عقليه و نقليه و حاضر بودن در مجالس لهو و محرمات و فتوى دادن به باطل يا به چيزى كه حاكم و مفتى علم به
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 624
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٢٤