شما سلام كند بگوئيد سلام عليكم و اگر كافرى سلام كند بگوئيد عليك .
( چهارم ) ظاهر كلام اكثر اصحاب آنست كه رد باحسن واجب نيست چنان كه ظاهر آيه و اخبارى كه دلالت مىكند بر آنكه اگر سلامكننده مؤمن باشد رد باحسن واجب است از طرق عامه است و محل اعتماد نيست .
( پنجم ) دعواى اجماع كردهاند كه رد سلام واجب كفائى است نه عينى پس برد يكى از ديگران ساقط مىشود اما شرطست كه آنكه جواب ميگويد داخل آنها باشد كه سلام بر ايشان كرده است پس اگر عرض سلامكننده شخص خاصى باشد او بايد جواب بگويد و بجواب ديگران ساقط نميشود و مكروه است كسى را كه بر جمعى داخل شود مخصوص گرداند بعضى را بلكه بايد مقصودش سلام بر همه باشد و خلافست در آنكه برد كردن صبى مميز از ديگران ساقط مىشود يا نه احوط آنست كه اكتفاء نكند و اگر سلامكننده صبى غير مميز باشد جواب او واجب نيست و اگر مميز باشد خلافست و ظاهر آيه وجوب است .
( ششم ) مشهور آنست كه وجوب رد فورى است و كسى كه تأخير كند گناهكار است و بعضى گفتهاند بر ذمهء او ميماند مانند ساير حقوق تا ادا كند .
( هفتم ) اكثر علماء گفتهاند واجبست جواب را به سلامكننده بشنواند در غير حال نماز تحقيقا اگر كر نباشد و تقديرا اگر كر باشد يعنى چنان بگويد كه اگر كر نباشد بشنود و دور نيست كه بر كر بايد اشاره يا حركتى بكند كه بر او معلوم شود كه جواب گفته است و بسند
معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقولست كه چون سلام كند احدى از شما بايد بلند بگويد تا نگويد كه سلام كردم و بر من رد نكردند و شايد سلام كرده باشد و بايشان نشنوانيده باشد و كسى كه رد سلام مىكند بلند بگويد تا نگويد سلامكننده كه من سلام كردم و جواب سلام من نگفتند و علامه گفته است كه اگر ندا كند از پس ديوارى يا پردهاى و بگويد السّلام عليكم يا فلان يا نامه بنويسد و در آن نامه بر او سلام كند يا رسولى بفرستد و بگويد سلام مرا بفلان برسان و نامهء يا رسالت به او برسد بعضى از عامه گفتهاند واجب است جواب و بعد از آن ترجيح داده است كه اگر ندا را بشنود واجب است جواب و در صورتهاى ديگر واجب نيست و كلام او متين است و بعد از آن گفته است كه آنچه مردم عادت كردهاند در هنگام برخاستن از مجلس و مفارقت از جمعى سلام مىكنند آن دعا است نه تحيت و جواب آن واجب نيست سنت است .
مؤلف گويد كه از كلام علامه ظاهر مىشود كه سلام هنگام مفارقت مستندى ندارد و حميرى در قرب الاسناد از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 615
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦١٥