گردن او نيز ميتوان نظر كرد و در روايات دارد و همچنين زن نيز ميتواند نظر كند بسوى مردى كه اراده تزويج او دارد ( دويم ) كنيزى كه خواهد بخرد جايز است نظر كند بدست و رو و مو و در ساير بدن به غير عورت خلافست و احوط آنست كه بدون تحليل آقا نظر نكند ( سيم ) مشهور آنست كه جايز است نظر كردن بسوى دست و رو و موى كفار كه در امانند مادام كه از روى شهوت نباشد و بعضى جايز ميدانند و اول اقويست ( چهارم ) مشهور آنست كه نظر بكنيز ديگران بدون شهوت ميتوان كرد چنانچه كه در اعصار سابقه شايع بوده است كه ايشان در مجالس مردان خدمت ميكردهاند بعضى منع كردهاند و جواز اقوى است ( پنجم ) نظر كردن بدختران كوچك و زنان پيرى است كه مظنه شهوت و لذت نباشد على المشهور ( ششم ) در حال ضرورت جايز است نظر كردن فصاد و حجام و جراح و طبيب به قدر ضرورت حتى عورت و از براى شاهد شدن و اداى شهادت كردن و در صبى غير مميز خلافى نيست كه خود را از او پوشانيدن واجب نيست و در نابالغ مميز خلاف است و احوط آنست كه ولى او را منع كند از داخل شدن بر زنان نامحرم و زنان غير رو و دست خود را از او بپوشانند و مشهور ميان علماء آن است كه زنان را نيز جايز نيست نظر كردن بسوى مردان و بعضى رو و دست را استثناء كردهاند و خالى از قوت نيست چنان كه در اعصار رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه زنان بمجلس مردان مىآمدند و در نمازها حاضر ميشدهاند و از براى حوائج ببازارها مىرفتهاند و ايشان را منع نميكردهاند .
و در شنيدن صداى زن اجنبيه خلاف است بعضى گفتهاند مطلقا حرام است و بعضى بالتذاذ و خوف فتنه حرام ميدانند و احوط آنست كه زياده از قدر ضرورت سخن نگويد و نشنود بهتر آنست كه زن در پس درآيد درشت سخن بگويد و از روى عشوه و ناز و صداى خوش آينده سخن نگويد و در وطى دبر زن خلافست بعضى حرام دانستهاند و اشهر كراهت است و حرام است ذكر را بدست يا ساير بدن بمالد تا منى بيايد و اگر بدست يا انگشت يا بعضى از اعضاى زن خود يا كنيز خود بازى كند تا منى بيايد جايز است و به چيز ديگرى جايز نيست و در بازى
كردن و ماليدن ذكر خود بدست زوجه و كنيز خود تا منى بيايد خلاف است و همچنين در ماليدن ذكر به غير دست زوجه و كنيز خود از ساير بدن او به غير فرج خلاف كردهاند و اشهر آنست كه اينها حرام نيست و خلافى نيست در حرمت جماع مردها و نثارى كه در عروسيها ميكنند جايز است و بعضى مكروه ميدانند و مشهور آنست كه خوردن از آن جايز است مگر آنكه قرينهاى باشد كه صاحبش راضى نيست گفتهاند برداشتن از آن جايز نيست مگر آنكه او صريحا رخصت بدهد كه بردارند يا قرائن باشد كه از براى برداشتن ريختهاند
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 602
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٠٢