تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
شيعه و امثال اينها از امور باطله مگر آنكه غرض رد و ابطال آن‌ها باشد يا از براى تقيه مضطر شود به خواندن و شنيدن آنها چنان كه آيه
سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ
بر آن دلالت دارد بنا بر بعضى از تفاسير . و ابو الصلاح در كافى گفته است كه حرام است دروغ و از جمله دروغ است صحبت داشتن شب بقصه‌هاى قصه‌خوانان كه جنگهاى دروغ اختراعى را نقل ميكنند يا بر جنگ‌هاى واقع چيزها زياد ميكنند و شيخ يحيى بن سعيد در جامع گفته است حرام است شب‌نشينى كردن بذكر دروغ و قصه‌هاى اختراعى و قصه‌هائى كه دروغها بر آن‌ها زياده كرده‌اند و بقصه‌هاى ديگر مكروه است براى آنكه مانع بيدارى آخر شب مىشود و ابن بابويه در كتاب عقايد روايت كرده است كه قصه‌خوانان در خدمت حضرت صادق عليه السّلام مذكور شدند فرمود كه خدا لعنت كند ايشان را كه تشنيع ميكنند بر ما و گفته است كه باز از آن حضرت سؤال كردند از قصه‌خوانان آيا حلال است گوش دادن بسخنان ايشان حضرت فرمود كه نه و فرمود كه هر كس گوش اندازد بسوى سخن‌گوئى پس بتحقيق كه او را پرستيده است پس اگر آن سخنگو از جانب خدا سخن گويد خدا را پرستيده است و اگر از جانب شيطان سخن گويد شيطان را پرستيده است و باز از آن حضرت پرسيدند از قول خداوند كه شعراء پيروى ايشان ميكنند گمراهان حضرت فرمود كه مراد از شعراء قصه‌خوانانند و احوط آنست كه قصه‌هاى ايام كفر و جاهليت و پادشاهان عجم را نيز نخوانند هر چند راست باشد مگر از براى مصلحت يا فايده دين زيرا كه حق تعالى فرموده است
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
الخ آيه يعنى از مردم كسى هست كه ميخرد حديث باطلى را از براى آنكه مردم را از راه خدا غافل گرداند و بآيات قرآن استهزاء كند اينها از براى ايشان عذابى هست خواركننده و شيخ طبرسى و ساير مفسران روايت كرده‌اند كه اين آيه در شأن نضر بن الحارث نازل شد كه او تجارت ميكرد و ميرفت به طرف فارس و اخبار پادشاهان عجم را ميخريد و مىآورد و از براى قريش نقل ميكرد و ميگفت محمد صلى اللّه عليه و آله شما را خبر ميدهد بحديث عاد و ثمود و من از براى شما نقل ميكنم قصه‌هاى رستم و اسفنديار و اكاسره و پادشاهان عجم را پس خوش مىآمد آنها را شنيدن آنها و ترك ميكردند شنيدن قرآن را اين را از كلينى روايت كرده‌اند و كلينى و شيخ طوسى بسند حسن كالصحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه حضرت امير عليه السّلام قصه‌خوان را ديد كه در مسجد قصه ميخواند تازيانه بر او زد و او را از مسجد بيرون كرد و ابن بابويه بسندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت