تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
فساق و ظالمان از جهت فسق و ظلم بد بود و راضى باعمال ايشان به هيچ وجه نبايد بود و احوط آنست كه بدون تقيه يا مصلحت شرعى مانند هدايت ايشان يا دفع ضرر از مؤمنى يا قضاى حاجت مضطرى با ايشان معاشرت و مودت نكنند و مشهور ميان علماء آنست كه حرام است نوشتن و حفظ كردن كتب منسوخه و ياد گرفتن و ياد دادن آن مانند تورية و انجيل و كتب اهل ضلالت و بدعت مانند كتب سنيان و ساير مخالفان و كتب حكماء و صوفيه و ملاحده مگر از براى نقض و باطل كردن يا حجت كردن بر ايشان يا اخذ كلمات حقه از آنها يا تقيه و مشهور ميان علماء آنست كه آنچه پادشاهان و حكام به علت خراج از رعايا ميگيرند از ايشان مىتوان خريد و قبول هبه كرد و جايزه‌ها و بخششهاى ايشان را قبول مىتوان كرد بعد از آنكه ايشان از رعايا گرفته باشند و اكثر گفته‌اند كه اگر اين كس را حواله كنند بر محل باز جايز است گرفتن و در اين شق اشكالى هست و پدر اگر واجب النفقه فرزند صغير خود باشد از مال او به قدر نفقه مىتوان برداشت و از مال فرزند بالغ مىتواند نيز برداشت اگر نفقه او را ندهد و اگر مرافعه به حاكم شرع ممكن باشد در اين صورت احوط آنست كه بدون مرافعه برندارد و اكثر گفته‌اند كه زنان نان و نان خورش را بدون اذن شوهر تصدق مىتوانند كرد اگر او نهى نكند و زياده نكند كه ضرر به او رساند و اگر مالى را به كسى داده باشند كه به فقرا يا علماء يا صلحا بدهد مشهور آنست كه اگر خود احتياج داشته باشد و موصوف به اين صفت باشد از براى خود مىتواند برداشت و بعضى قيد كرده‌اند كه به شرطى كه زياده از ديگران برندارد و در بعضى از روايات منع وارد شده است و احوط آنست كه تا نهايت اضطرار نداشته باشد برندارد اما به عيال خود مىتواند داد اگر قادر بر نفقه ايشان نباشد و مشهور ميان علماء آنست كه خصى كردن حيوانات غير انسان جايز است و بعضى حرام دانسته‌اند و بعضى كمان گلوله انداختن را حرام دانسته‌اند مطلقا و بعضى گفته‌اند اگر از براى لهو و لعب باشد حرام است و جايز است استخوان و دندان فيل را فروختن و شانه كردن و امثال آن از آن ساختن و بعضى مكروه دانسته‌اند وجهى ندارد بلكه استعمال شانهء آن مستحب است و از جمله محرمات كه جمعى از اكابر علماء تصريح بحرمت آن كرده‌اند خواندن و شنيدن قصه‌هائى است كه همه آن‌ها دروغ است مانند قصه رموز حمزه و افسانه‌هاى معلوم الكذب يا بعضى از آن‌ها كه معلوم الكذبست مانند روايات موضوعه مخالفان كه مشتمل است بر تخطئهء انبياء و نسبت فسوق و معاصى بايشان با مدح خلفاى جور يا كرامات مبتدعه صوفيه يا افتراء بر اكابر علماء