و آنچه از مجموع احاديث معتبره ظاهر مىشود آنست كه اوضاع اينها علامت حدوث حوادث هستند و كامل اين علم مخصوص انبياء و اوصياء است و اين يك راه علم ايشانست بامور آينده و غير ايشان احاطهء تامه به اين علم ندارند و به اين سبب و اسباب ديگر از مصالح كليه منع كردهاند ساير خلق را از تفكر در اينها و حكم كردن بحدوث حوادث بسبب اينها و تعليم اين علم را حرام گردانيدهاند و فرمودهاند منجم مانند كاهن است و كاهن مانند ساحر است و ساحر مانند كافر است و كافر در جهنم است و حضرت صادق عليه السّلام منجمى را فرمود كه كتابهاى خود را بسوزان و اما سعادت و نحوست كواكب نيز از احاديث ظاهر مىشود و بعضى سعادت و بعضى نحوست دارند و مردم در اين باب نيز علم ناقصى دارند و خدا قادر است كه بدعاء و تصدق و توسل بجناب مقدس او نحوست اينها را مبدل گرداند بسعادت و به ترك اينها و اعتماد بر علم ناقص خود و ارتكاب معاصى و قلت توسل و ضعف توكل سعد آن را نحس گرداند لهذا در دفع مخاوف و رفع بلايا امر بتصدق و توكل و تضرع و دعاء فرمودهاند و نهى از رعايت ساعات نمودهاند مگر نكاح و زفاف و سفر و بعضى از امور كه امر باحتراز بودن قمر در عقرب در آنها نمودهاند و گمان فقير آنست كه آن نيز بر وفق اصطلاح منجمين نيست بلكه محاذات ستارههاى عقرب مراد است چنانچه مدار عرب بر آن
بوده و هست و در ميان عرب منجمى و تقويمى شايع نبوده است و از عادت جميله شارع معلوم است كه بناى عادت و معاملات ايشان را بر امور ظاهره گذاشته است كه خواص و عوام در آن يك نسبت داشته باشند و در اين زمان اكثر ستارههاى عقرب ببرج قوس منتقل شده است .
و اما علم هيئت افلاك و كميت و كيفيت حركات آنها مشهور آنست كه حرام نيست بلكه بعضى مستحب دانستهاند بسبب آنكه باعث اطلاع بر غرايب حكمت و عظمت قدرت حق تعالى مىشود و حق آنست كه اهتمام زياد در اين موجب تضييع عمر است و اكثر مبتنى بر اوهام و خيالى چند است كه بعضى از حركات محسوسه كواكب بر آنها منطبق مىشود و در بعضى حيران شدهاند و آن را از مشكلات آن فن شمردهاند و ارصاد مختلفه كه بستهاند در اكثر امور با يكديگر مخالفند و به غير خداوندى كه آنها را خلق كرده است و انبياء و اوصياء كه بايشان وحى و الهام نموده است ديگرى را بر حقايق آنها اطلاعى نيست اما قليلى از آنكه مثمر مزيد اطلاع بر قبله و اوقات صلاة و غير ذلك بوده باشد خوب است و شهيد فرموده است كه اما رمل و فال و مثل آنها حرام است با اعتقاد بمطابقهء آنها با واقع آنها زيرا كه علم غيب مخصوص خداست و اگر بر سبيل فال نيك شنود و گويد باكى نيست زيرا كه روايت كردهاند كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم فال
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 593
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٩٣