تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
و بعضى از جملهء سحر شمرده‌اند خدمت فرمودن ملائكه و جن را نازل گردانيدن شياطين را از براى كشى امور غريبه و علاج مجنون يا مصروع يا داخل شدن آنها در بدن كودكى يا زنى و سخن گفتن به زبان او و اگر بعضى از آنها اصل داشته باشد ظاهرا از قبيل كهانت باشد و شهيد گفته است كه از جملهء سحر است نيز نجات و طلسمات و خلاف نيست در آنكه عمل سحر و كسبش حرام است و ظاهرا كبيره است اما ياد گرفتن را بعضى تجويز كرده‌اند آن را نه به قصد عمل كردن بلكه از براى آنكه احتراز از آن بكنند و بسا باشد واجب كفائى باشد براى دفع شبهه ساحرى كه دعوى پيغمبرى كند و فرق ميان سحر و معجزه چنان كه شيخ بهاء الدين گفته است كه چون حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله انگشتها را گشود و از ميان انگشتهاى مباركش آب جارى شد احتمال سحر نداشت و اگر انگشتها را به يكديگر ميچسبانيد و ميخوابانيد احتمال سحر داشت و حق آنست كه معجزات انبياء از آن واضح‌تر است كه احتمال سحر در آنها رود و نهايتش چند قطره آب بيرون آيد نه آنكه چندين هزار كس سيراب شوند يا عصا هفتاد خروار عصا و ريسمان را بلع كند و بعد از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم معلوم است كه پيغمبرى نخواهد بود و امر صاحب الامر انشاء اللّه به نحوى نخواهد بود كه كسى را در آن شبهه‌اى تواند بود و در روايتى وارد شده است كه حل بكن اما مبند و اكثر اين حديث را حمل بر آن كرده‌اند كه به قرآن و ذكر و دعاء حل كن و بر طرف كن سحر را نه بسحر و كسى كه حلال داند سحر را واجب است كشتن او و ايضا خلافى نيست در آنكه حرام است كهانت و گفته‌اند آن عملى است كه موجب اطاعت بعضى از جن گردد و خبرها از براى او بياورد و اين نزديكست بسحر و از حضرت صادق عليه السّلام منقولست كه هر كه كهانت كند يا كهانت كنند از براى او بيزار است از دين محمد صلى اللّه عليه و آله و ايضا خلافى نيست ظاهرا در حرمت شعبده و آن اعمال غريبه است كه معركه‌گيران به جلد دستى كارى چند ميكنند كه غريب مينمايد و سببش بر اكثر مردم مخفى است و در كيميا خلاف است كه اصلى دارد يا نه و اگر اصلى نداشته باشد غش و تدليس و عمر و مال ضايع كردن است و فريب دادن مردم و همه اينها حرام است و اگر ممكن باشد كه اصلى داشته باشد ظن غالب آنست كه در اين زمان‌ها كسى نميداند و مخصوص انبياء و اوصياء خواهد بود و بر فرض محال كسى كه داند در اين اعصار حكم بحرمت مشكل است مگر آنكه متضمن مفاسد ديگر باشد و چنان كه شيخ شهيد گفته است احوط و اولى اجتناب از همه اينها است و ايضا خلافى نيست در حرمت قيافه و آن مستند شدن است بعلامتى كه از مشابهت تركيب
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 590 | العلامة المجلسي