كريم را كه براى حساب نصب كردهاند و خلايق همه محشور شدهاند و گويا من در ميان ايشانم و گويا مىبينم اهل بهشت را كه تنعم مينمايند ايشان در بهشت و بر كرسيها نشسته تكيه كردهاند و با يكديگر مصاحبت ميكنند و گويا مىبينم اهل جهنم را كه در ميان جهنم معذبند و استغاثه
و فرياد ميكنند و گويا زفير و آواز جهنم در گوش من است پس حضرت باصحاب خود خطاب فرمود كه اين بندهايست كه خدا دل او را بنور ايمان منور گردانيده پس بحارثه خطاب فرمود كه بر اين حال كه دارى ثابت باش گفت دعا كن كه خدا شهادت را روزى من گرداند حضرت دعا نمود بعد از چند روز ديگر حضرت او را بجهاد فرستاد بجانب مؤته و بعد از نه نفر او شهيد شد و آيات و اخبارى كه دلالت مىكند بر اين مطلب بسيار است .
( دويم ) در بيان اجزاء ايمان قلبى است خواجه نصير در قواعد العقائد گفته است كه اصول ايمان نزد شيعه سه چيز است تصديق بوحدانيت خدا در ذات او و تصديق بعدل در افعال او و تصديق پيغمبرى پيغمبران و تصديق بامامت ائمه عليهم السّلام بعد از پيغمبران و از اين كلام ظاهر مىشود كه تصديق بضروريات دين اسلام در ايمان معتبر نيست و حال آنكه اجماعى ايشانست كه انكار ضرورى دين موجب كفر است مگر آنكه آن را داخل تصديق نبوت دانند زيرا كه انكار آن مستلزم انكار نبوت است همچنانكه استخفاف بكعبه و قرآن مجيد و امثال اينها را از اين جهت كفر ميدانند و حق اين است كه آنچه از ضروريات دين اسلام باشد ايمان به آن واجب است و انكار به آن كفر است مگر آنكه كسى باشد كه تازه مسلمان شده باشد و هنوز اطلاع بر ضروريات دين اسلام بهم نرسانيده باشد و شهيد ثانى قدس سرّه فرموده است كه معارفى كه به آنها ايمان حاصل مىشود پنج اصل است :
( اصل اول ) معرفت حق جل و علا است و مراد به آن تصديق جازم ثابت است به آنكه خداوند عالميان موجود است و ازلى و ابدى است و واجب الوجود بالذاتست يعنى وجود او مقتضاى ذات قديم او است بىآنكه محتاج بعلتى بوده باشد و آنكه تصديق نمايد بصفات كماليهء ثبوتيهء او و منزه داند او را از آنچه لايق عظمت و جلال او نباشد از صفات مخلوقات و ممكنات و در عدد صفات كماليه الهى اختلاف كردهاند خواجه نصير در تجريد گفته است هشت صفت است علم و قدرت و حيات و اراده و ادراك و كلام و صدق و سرمدى بودن و بعضى ادراك و صدق را انداختهاند و بجاى آنها سميع و بصير بودن را اضافه كردهاند و بجاى سرمدية بقاء گفتهاند علامه در بسيارى از كتب كلاميهاش گفته است قدرت است و علم و حيات و اراده و كرامت و ادراك و ازلى بودن و ابدى بودن و كلام و صدق .
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 562
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٦٢