احاديث وارده شده است در وصف بهشت كه سقف آن عرش رحمان است و روايت كردهاند كه رسول هرقل پادشاه روم از حضرت رسول پرسيد كه تو دعوت ميكنى بسوى بهشتى كه عرضش آسمانها و زمين است پس جهنم در كجا است حضرت فرمود سبحان اللّه روز كه آمد شب در كجاست پس در معنى اين حديث گفتهاند كه همچنانكه شب و روز مقابل يكديگرند و چون روز در جهت اعلى باشد شب در جهت اسفل است همچنين بهشت در فوق سماواتست و دوزخ تحت ارضين است و عامه روايت كردهاند كه از انس بن مالك پرسيدند كه بهشت در زمين است يا در آسمان گفت كدام آسمان و زمين گنجايش بهشت دارد گفتند پس كجا است گفت بالاى آسمان هفتگانه است در زير عرش و اگر گويند كه هرگاه بهشت در بالاى آسمانها باشد و جهنم در زير هفت طبقه زمين چگونه صراط را بر جهنم ميگذارند و از آن عبور ميكنند بسوى بهشت جواب گوئيم كه تفكر در اينها ضرور نيست بلكه مجوز نيست بلكه ايمان اجمالى به آنچه انبياء
خبر دادهاند بايد آورد و تفكر در تفاصيل اينها كه موجب تطرق شبهات شيطانى است نبايد نمود و كسى كه دست از اصول فاسدهء حكماء بردارد و بآيات و اخبار اذعان نمايد همه با يكديگر منطبق ميتواند شد زيرا كه هرگاه كواكب فرو ريزد و آسمانها در هم پيچيده شود و عرش به زير آيد بهشت نيز به زير خواهد آمد و عرش سقف آن خواهد بود و ميتواند بود كه
أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ
اشاره به اين باشد و جهنم را بلند ميگردانند و ظاهر ميسازند چنانچه فرموده است
وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغاوِينَ
چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده است كه درياهاى زمين همه آتش ميشوند و اضافه جهنم ميشوند و صراط را بر روى آن نصب ميكنند و راهى مىشود مستقيم بسوى بهشت و چون از اينها گذشتند منتهى مىشود به بهشت و عرش الهى كه سقف آنست و جزوى از عرش متصل بمحشر خواهد بود كه محل حضور انبياء و مؤمنان خواهد بود و منابر انبياء و اوصياء را در آنجا خواهند گذاشت و عرش را بروشى كه حكماء گفتهاند فلكى قرار نبايد داد بلكه جسمى است اعظم از همه اجسام و مربع است و قوائم دارد و اينكه طول صراط چندين هزار سال راه است با اينها موافق است و مكان امرى است موهوم و تابع متمكن است و چنانچه پيش از خلق مكانى نبود و بعد از خلق اجسام بهم رسيد همچنين بعد از حركت عرش و بهشت مكان آنها بهمرسيد و آن مكانها بر طرف مىشود و حكم فوق اجسام بهم مىرساند و استحاله اين نوع از خلا معلوم نيست و بر تقديرى كه محال باشد ممكنست كه حقتعالى جسم ديگر در آنجا خلق كند و بالجمله كسى كه دست از قواعد و اصول فاسدهء حكماء كه مبتنى بر شبهات واهيه است بردارد همه اينها با