طلوع صبح تا طلوع آفتاب است و ظل ممدود را به اين تفسير كردهاند و شراب دنيا مستى و بول و قى و تهوع ميدارد و لغو و فحش و دشنام با او مىباشد و شراب بهشت هيچيك از اينها را ندارد و لذت شراب را باضعاف غير متنهاى دارد و چون در وقت شراب ميوه و كباب و ملاقات احباب لذيذتر مىباشد و از دست غلامان خوش لقا و مصاحبت حورى طلعتان زيبا خوشتر مينمايد و در وصف مجلس بهشت آئين ايشان فرموده است كه بر كرسيهاى بافته از مفتول طلا و مزين بمرواريد و جواهر نشسته باشند تكيه به آنها داده روبروى يكديگر كرده و بر گرد ايشان غلامان و امردان گوشواره در گوش با قدحها و ابريقها از طلا و نقره و انواع جواهر و كاسهها از شراب معين كه از نوش كردن آنها صداع بهم نميرسد و عقلشان زايل نگردد و ميوهها از براى مزهء هر ميوه را كه اختيار كنند و گوشت كباب از هر مرغى كه خواهش كنند و مصاحبت حوريان سيماندامان سياه چشمان مانند مرواريد ناسفتهء تازه از صدف بيرون آمده و نشنوند در آن شرابخوردن نه سخن لغوى و نه چيزى كه متضمن فحشى يا گناهى باشد مگر سلام و تحيتى كه يكديگر را به آن نوازش كنند پس نظر كن لطف و كرم
خداوند كبير را كه با اين ذرههاى حقير و بندههاى سراپا تقصير بچه مهربانى سلوك كرده و از براى رغبت ايشان بطاعت و بندگى مجلس عيش ايشان را بچه شايانى و آياتى بيان فرموده و بعوض عمل ناقصى كه بلطف و توفيق و اسباب و آلات و ادوات آفريدهء او در ايام قليله فانيهء دنيا از بندگان ضعيف او به عمل آمده چه بزمهاى جسمانى و روحانى در بهشت جاودانى از براى اين غلامان سركش و جانى فانى مرتب داشته
لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ
وَ هُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ
و ايضا بايد دانست كه منازل بهشت اكثر غرفهها است زيرا كه التذاذ از سير نهرها و گلها و سبزيها در غرفه بيشتر مىباشد و عيب غرفه در دنيا احتياج بنزول است و دشوارى آن و اهل بهشت را احتياج بنزول نيست و اگر خواهند به آسانى فرود مىتوانند آمد و مروى است كه نهرهاى بهشت بىرخنه كه در زمين بكنند بلند ميشوند به قدر آنچه ميخواهند در ميان منازل و زير غرفهها و درختان ايشان جارى مىشود و ابن بابويه در فقه و امالى از عبد اللّه بن على روايت كرده است كه گفت در مصر به خدمت بلال مؤذن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم رسيدم و از او وصف بناى بهشت را پرسيدم گفت شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه حصار بهشت يك خشت از طلا و يك خشت از نقره و يك خشت ياقوت و بجاى گل مشك ناب به كار بردهاند و كنگرههاى آن از ياقوت سرخ و سبز و زرد است پرسيدم درهاى آن از چه چيز است گفت درهاى آن مختلف است باب الرحمة از ياقوت