خوشنودى از جانب خدا بزرگتر است از اينها اينست فوز عظيم و سعادت بزرگ - و كلينى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حقتعالى ميفرمايد كه اى بندگان صديق من تنعم كنيد بعبادت من در دنيا بدرستى كه به آن تنعم خواهيد كرد در آخرت و ظاهرش آنست كه باصل عبادت تنعم خواهند كرد نه بر وجه تكليف بلكه بسبب آنكه اعظم لذات ايشان در عبادت حقتعالى و مناجات او و تحصيل قرب او است و ابن بابويه در امالى از حضرت امير المؤمنين ع روايت كرده است كه هر كه شبى بعبادت حقتعالى احيا كند حقتعالى او را در جنت الفردوس صد هزار شهر عطا مىكند كه در هر شهرى براى او باشد آنچه نفس بر او خواهش كند و ديده از آن لذت ببرد و آنچه در خاطرى خطور نكرده باشد سواى آنچه مهيا گردانيده است از براى او از كرامت و مزيد قرب و در مجمع البيان احاديث بسيار از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه بهترين نعمتهاى اهل بهشت آن است كه حوريان براى ايشان خوانندگى ميكنند بحسن صوتى كه جن و انس نشنيده باشند اما نه بروش مضمار شيطان بلكه بتسبيح و تحميد و تقديس حقتعالى و بروايت ديگر فرمود كه در بهشت درختى هست كه حق تعالى به آن درخت وحى مىكند كه بشنوان ببندگان من كه در دنيا بذكر من و عبادت من مشغول شدند و ترك كردند شنيدن صداى بربط و ناى را پس صدائى بلند شود از آن درخت بتسبيح و تنزيه پروردگار كه هرگز خلايق مثل آن صدا را نشنيده باشند و ابن بابويه در رساله عقايد
گفته است كه اهل بهشت چند نوعاند بعضى از ايشان تنعم ميكنند بانواع خوردن و آشاميدن و ميوهها و تحفهها و حوريان و خدمت فرمودن پسران و نشستن بر مسندها و پوشيدن سندس و حرير و استبرق بهشت و هر كس لذت ميبرد به آنچه ميخواهد و همتش به آن متعلق است و به او داده مىشود آنچه خدا را براى آن عبادت كرده است و حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود بدرستى كه مردم كه حق تعالى را عبادت ميكنند بر سه صنفند صنفى از ايشان عبادت ميكنند خدا را باميد ثواب پس اين عبادت خدمتكاران است و صنفى از ايشان عبادت ميكنند خدا را از ترس آتش پس اين عبادت غلامان است و صنفى از ايشان عبادت ميكنند خدا را از براى محبت او و اين عبادت بزرگواران و كريمانست و شيخ مفيد در شرح اين كلام گفته است كه ثواب اهل بهشت التذاذ بمآكل و مشارب و مناظر و مناكح است و آنچه ادراك ميكنند حواس ايشان از چيزهائى كه مطبوعند بر ميل بسوى
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٨٨