باب [ ششم ] در اثبات معاد است
و بيان مقدمات آن و توابع آن از وقت مرگ تا انقضاى امر عالم و در آن چند فصل است
فصل اول در اثبات معاد جسمانى است
و در آن تمهيد مقدمهاى ضرور است بدان كه آنچه در قرآن مجيد و احاديث معتبره وارد شده است در وصف قيامت و مقدمات آن و خصوصيات و اوصاف آن و آنچه بعد از آن احوال خلق به آن منتهى مىشود بايد همه را اذعان كرد و راه تأويل در آنها نبايد گشود زيرا كه اعظم اسباب الحاد و تضليل فتح باب ايراد و تأويلست
و عمده اسباب ايمان و يقين انقياد و تسليم است چنانچه در بسيارى احاديث از ائمهء اطهار منقول است كه هر چه از ما بشما برسد اذعان و تسليم نمائيد و اگر عقل شما بر آن نرسد بظاهرش اقرار نمائيد و در او انكار منمائيد شايد ما گفته باشيم و تكذيب و رد قول ما تكذيب و رد بر خداوند عرش اعلى است و ابتداء باثبات معاد نموديم زيرا كه آن اصل و عمده است و بسيارى از احوالات موت و قبر موقوف به آنست . بدان كه معاد در لغت بسه معنى آمده است ( اول ) عود و رجوع به جائى يا بحالى كه از آن منتقل شده باشد ( دويم ) مكان عود ( سيم ) زمان عود و مراد در اينجا عود روح است بحيات براى يافتن جزاى اعمال كه در مدت حيات دنيا كرده است از خير و شر يا مكان يا زمان عود و هر سه بيك چيز برمىگردد و آن روحانى و جسمانى مىباشد و روحانى آن است كه روح باقى ماند بعد از مفارقت بدن اگر از سعدا باشد بعلوم و كمالاتى كه در دنيا اكتساب نموده مبتهج گردد و مسرور باشد و اگر از اشقياء باشد بجهل مركب و بسيط و صفات ذميمه كه در اين نشأه كسب كرده است معذب و مغموم باشد و فلاسفه به همين معاد قائلند و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب را تأويل به اين دو حالت ميكنند و معاد جسمانى آنست كه اين بدنها در قيامت عود كنند و بار ديگر ارواح به