ايشان متعلق ميگردد و اگر از اهل ايمان و سعادتند داخل بهشت جسمانى شوند و اگر از اهل كفر و شقاوتند داخل جهنم شوند و به آتش جسمانى معذب گردند و اين از ضروريات دين اسلام است بلكه اتفاقى جميع اهل ملل است و يهود و نصارى نيز به اين قائلند و اكثر كتابهاى الهى به اين معنى ناطق است خصوصا قرآن مجيد كه اكثر آيات آن در اين صريحست و قابل تأويل نيست چنانچه عامه و خاصه نقل كردهاند كه ابى بن خلف استخوان پوسيدهء را آورد بنزد حضرت رسول و دست ماليد و ريزه كرد و گفت تو ميگوئى كه خدا اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند در قيامت حضرت گفت كه بلى تو را زنده مىكند و داخل جهنم مىكند پس اين آيه كريمه نازل شد
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ
چنانچه تفسيرش ان شاء اللّه تعالى بعد از اين مذكور مىشود و شك نيست در آنكه انكار معاد جسمانى كفر است و مستلزم انكار قرآن مجيد و انكار حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه هدى عليهم السّلام همه هست چنانچه فخر رازى گفته است كه انصاف آن است كه ممكن نيست جمع كردن ميان ايمان بما جاء به النبى ( ص ) صوميان انكار حشر جسمانى و فلاسفه حكماء انكار اين معاد نمودهاند باعتبار آنكه اعاده معدوم را محال ميدانند و متمسك بشبههء چند شدهاند كه هر كه اندك شعورى داشته باشد و در آنها تأمل كند ميداند كه محض شبهه و تلبيس ابليس است و لهذا بعضى از ايشان كه از اثبات اين مدعى عاجز شدهاند در چنين مسئلهء غامض كه محل انظار و افكار جميع عقلاء است دعواى بداهت كردهاند و كسى كه باعتبار
چنين شبههاى دست از دلايل قاطعه كتاب و سنت و گفتهء خدا و جميع انبياء و ائمهء هدى بردارد معلوم است كه چه قدر بهره از اسلام و ايمان و يقين دارد با آنكه قول بحشر جسمانى توقفى بر تجويز اعادهء معدوم ندارد چنانچه بعد از اين بيان خواهد شد ان شاء اللّه تعالى و جمع كثير از متكلمين خاصه و عامه بهر دو قائل شدهاند يعنى روح بعد از مفارقت بدن باقى است و لذات و آلام روحانى و جسمانى هر دو را دارند و در قيامت كه ارواح با بدان برمىگردند ببهشت يا دوزخ ميروند سعدا در بهشت لذات روحانى و جسمانى هر دو را دارند و اشقياء در جهنم آلام روحانى و جسمانى هر دو را دارند و محقق دوانى در شرح قواعد گفته است كه بدان كه معاد جسمانى از جمله امورى است كه واجب است اعتقاد به آن و منكر آن كافر است اما معاد روحانى اعنى التذاذ نفس بعد از مفارقت بدن و تألم او بلذات و المهاى عقلى تكليف تعلق نگرفته است به اعتقاد به آن و منكر آن كافر است اما منعى نيست شرعا و عقلا از اثبات آن و فخر رازى در بعضى از تصانيفش گفته است اما قائلون بمعاد جسمانى و روحانى هر دو