ايشان بودهاند در علم و ايشان محتاج باحدى نبودند پس معلوم مىشود كه اين علم لدنى است كه از جانب خدا و رسول به ايشان رسيده و حق تعالى ايشان را مخصوص به آن گردانيده تا مفزع و پناه امت باشند و اين را معجز ايشان گردانيده چنانچه معجز جد ايشان حضرت رسالت اين بود كه علوم اولين و آخرين و قصص انبياء و مرسلين را بدون آنكه در كتابى بخواند يا از احدى بشنود آورد .
دوم آنكه جميع امت اجماع كردهاند بر طهارت و عدالت ايشان و هيچكس قدرت نكرده كه قدحى در احدى از ايشان بكند يا فسقى و عيبى بايشان نسبت دهد با آن سعيى كه دشمنان ايشان از خلفاء و امراء و حاسدان ايشان در حط مرتبه ايشان مينمودند و هر كه اظهار عداوت ايشان ميكرد مقرب خود ميگردانيدند و كسى را كه گمان ولايت و محبت ايشان به او ميبردند دور ميكردند و محروم ميگردانيدند بلكه در مقام قتل و استيصال او بر مىآمدند زيرا كه ميديدند كه اكثر خلق اعتقاد بامامتى كه تالى رتبه نبوتست نسبت بايشان دارند و شيعيان ايشان در اطراف بلاد منتشر گرديدهاند و دعواى صدور معجزات و عصمت از معاصى و زلات از براى ايشان ميكنند حتى آنكه غاليان باعتبار غرايب احوال و محاسن صفات و اخبار از مغيبات و ساير معجزات كه از ايشان ميديدند بعضى اعتقاد پيغمبرى و بعضى اعتقاد خدائى در حق ايشان كردند و به اين مراتب با وفور اعداء و حساد نتوانستند افترائى در حق ايشان بكنند يا نسبت معصيتى و خطائى بايشان بدهند با آنكه ميبينيم كه عادت چنين جارى شده است كه كسى كه اندك منزلتى و رتبهاى در ميان مردم بهمرساند در علم يا صلاح از زبان دشمنان سالم نميماند و البته عيبى چند از براى او اثبات ميكنند و امرى چند در حق او افتراء ميكنند كه قدر او را پست كنند و او را از مرتبهء خود بيندازند پس اين از جمله معجزات ايشان است كه حقتعالى دست و زبان دشمنان را بسته است و رتبهء ايشان را در ميان دوست و دشمن بمرتبهاى ظاهر گردانيده است كه كسى ياراى تهمتى و افترائى در حق ايشان ندارد .
سيم آنكه در جميع فرق اسلام خواه آنها كه ايشان را امام ميدانند و خواه آنها كه امام نميدانند همه اتفاق نمودهاند بر فضيلت و عدالت و علو قدر و طهارت ايشان مگر قليلى از
خوارج و اشباه ايشان كه از فرق اسلام خارجند و همه قول ايشان را حجت ميدانند و روايات از ايشان نقل ميكنند و در كتب خود ايشان را با نهايت تعظيم و تكريم نقل ميكنند و در آن نيز شكى نيست كه جمعى كثير از فضلاى اصحاب باقر و صادق عليهما السّلام و ساير ائمه بودهاند از اهل عراق و حجاز و خراسان و فارس و غير ذلك مانند زراره و محمد بن مسلم و ابو بريده و ابو بصير و هشامين و حمران
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٤