تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مسلم بن عقبه را سفارش كرد كه حرمت آن حضرت و اهل بيت او را مرعى دارد و بنى مروان نيز آن حضرت را نهايت اكرام و اعظام مينمودند و همچنين ساير خلفاى بنى اميه و بنى عباس هر يك از ائمه را كه در زمان ايشان بودند زياده از همه كس به ظاهر رعايت ميكردند حتى آنكه متوكل با آن عداوت و عناد و عصبيت حضرت امام على النقى عليه السّلام را نهايت تعظيم مينمود با آن كه همه ائمه محبوس ايشان و زير دست ايشان بودند و نهايت عداوت داشتند حقتعالى چنين تسخير قلب ايشان كرده بود كه در هنگام ملاقات نهايت تعظيم و تبجيل مينمودند و قدرت بر تحقير و اهانت نداشتند و مؤيد اين است آنچه حقتعالى تسخير كرده است دلهاى طوايف مختلفه خلق را به زيارت قبور مقدسه و تعظيم مشاهده مشرفهء ايشان حتى آنكه از بلاد بعيده با وجود اخطار شديده متوجه زيارت ايشان ميشوند و حوائج عظيمه نزد ضرايح مطهره ايشان طلب مينمايند و اميد اجابت ميدارند و برآورده مىشود و در شدايد خطيره پناه بروضات مقدسهء ايشان مىبرند و امان مىيابند و مخالفان اين اعمال را نزد قبور خلفاء و ائمه كه اعتقاد دارند به عمل نميآورند و پناه به اين ضرايح مىآورند و ايضا خلفاى بنى اميه و بنى عباس با آنكه اكثر عالم از ايشان بود و اكثر پادشاهان مغرب و مشرق مطيع ايشان بودند و اتباع ايشان اضعاف شيعيان ائمه ما بودند قبور ايشان مندرس و متروك شد و اكثر ايشان معلوم نيست كه در كجا مدفونند و نادرى كه معلوم است كسى رغبت به زيارت ايشان نميكند و بعضى از سادات كه نسبت ايشان به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مرتبهء ايشان يا نزديكتر و ظاهرا نيز علم و زهد و ورع و عبادت بسيار داشته‌اند و در حيات و موت ايشان عشرى از اعشار تعظيم ايشان و قبور ايشان از براى آنها نميكردند و اگر قبور بعضى از ايشان را فى الجمله تعظيمى و رعايتى كنند باعتبار انتساب بايشانست مثل حضرت معصومه و عبد العظيم پس از اين از جمله معجزات ايشانست كه حقتعالى تسخير قلوب اصناف عباد بر تعظيم ايشان در حال حيات و بعد از وفات نموده با آنكه دواعى و جهات دنيويه با ايشان نبوده و مردم از خلفاى جور بسبب احترام و اكرام ايشان متضرر ميشدند باز ترك تعظيم و اكرام ايشان نمينمودند و خلفاى جور سعيها كردند كه مردم ترك زيارت ايشان بكنند خصوصا حضرت امام حسين عليه السّلام را كه متوكل خواست كه جاى قبور آن حضرت و ساير شهداء را شخم و زراعت كند كه موضع قبر مقدس منطمس شود نتوانست و گاوها كه بشخم بسته بودند چون بحاير ميرسيدند داخل نميشدند و گاو بسيارى را كشتند و داخل نشدند پس جمعى را فرستادند كه به بيل و كلنگ اثر آن قبر را خراب كنند جمعى از نزديك قبر ظاهر شدند كه نميشناختند ايشان را مانع شدند سر كردهء ايشان گفت كه ايشان را تير باران كنيد هر كه تيرى به آن جانب انداخت برگشت و صاحبش را كشت