تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
ديگران بيند پس عمر گفت اما تو اى عبد اللَّه از تو سخنى به من رسيده است كه نميخواهم به تو بگويم و منزلت تو نزد من زايل شود ابن عباس گفت كدام است مرا خبر ده اگر باطل باشد خلافش را ظاهر سازم و اگر حق باشد نبايد از حق برنجى عمر گفت ميشنوم كه مكرر ميگوئى كه اين خلافت را از روى ظلم و حسد از ما گرفتند ابن عباس گفت اما حسد پس شيطان حسد برد بر آدم و او را از بهشت بيرون كرد و ما فرزندان آدميم و حسد بر ما بسيار مىبرند و تو ميدانى كه صاحب اين حق كيست پس گفت اى خليفه آيا حجت نميگيرد عرب بر عجم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از ما است و ما بهتريم از شما و قريش دعوى فضيلت ميكنند بر ساير عرب كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از ما است پس ما نيز بر ساير قريش اين حجت را داريم عمر گفت الحال برخيز و به خانه خود برو چون برخاست و روانه شد عمر از عقب او صدا زد كه اى آنكه ميروى بدرستى كه من با هرچه از تو صادر شود دست از رعايت حق تو بر نميدارم ابن عباس رو به عقب گردانيد و گفت مرا بر تو و بر همه مسلمانان حقى عظيم هست بسبب حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هر كه آن حق را رعايت كند بهرهء خود را حفظ كرده و اگر آن را ضايع كند بهره‌اش را باطل كرده است اين را گفت و رفت پس عمر با حاضران گفت مرحبا بابن عباس هرگز نديده‌ام او را كه با كسى مباحثه و معارضه كند مگر آنكه بر او غالب آيد . مؤلف گويد كه از اين اخبار متناقضه بر عاقل خبير مخفى نميماند كه آن منافق ميدانسته است كه خلافت حق امير المؤمنين است و با وسائل و حيل سعى در ابطال حق او ميكرده است و هر يك از اين گفته‌ها دليل واضحى است بر كفر و نفاق او مثلا آنكه گفت نمىخواهم در حيات و ممات متحمل اين امر شوم هرگاه ميدانى كه حضرت امير عليه السّلام صاحب اين حق است و اگر خليفه شود مردم را به راه حق ميبرد و هميشه ميگفتى لو لا على لهلك عمر پس چرا بعد از موت به او نميدهى شايد كفارهء بعضى از گناهان تو بشود و اگر نميخواستى در اصل متحمل شوى چرا با قبح وجوه متحمل شدى و تدبيرات كردى كه از كسى كه باعتراف تو احق و اولى است منصرف گردد و به كسى منتقل شود كه باعتراف تو و بحسب واقع سرگينى از او بهتر است و از غايت فضيحت كشته مىشود و آنكه گفت نبوت و خلافت را براى بنى هاشم جمع نميكنم ابن عباس جواب شافى در اين باب گفته است و حقتعالى ميفرمايد
الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ
يعنى بدرستى كه امر همه از خداست و فرموده است
لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
و آيات و اخبار بسيار در اين باب گذشت و بنى هاشم چه تقصير دارند كه قابل امامت و خلافت نيستند سواى آنكه معدن نبوت و ابواب علم و حكمت و اعلام هدى و منار تقوى و راه نمايان راه خدايند و چرا در ساير انبياء مانند نوح و ابراهيم
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 263 | العلامة المجلسي