دور كرد از خلافت أبو بكر بود او مطلبش اين نبود و ليكن امرى رو داد كه علاجى به غير آن نداشت و اگر نه رأى أبو بكر بود در حق من هرآينه از براى شما از خلافت نصيبى قرار ميداد و اگر ميكرد بر شما گوارا نميشد زيرا كه قوم شما نظر ميكنند بسوى شما مانند نظرى كه گاو مىكند بقصابى كه آن را ميكشد و باز ابن ابى الحديد از عبد اللَّه بن عمر روايت كرده است كه روزى پدرش با عبد اللَّه بن عباس گفت كه ميدانى كه چه امر مانع شد مرا از آنكه خلافت را بشما بدهند گفت نه عمر گفت و ليكن من ميدانم گفت آن چيست عمر گفت كراهت داشتند قريش از آنكه جمع شود از براى شما پيغمبرى و خلافت و يكباره مردم را پامال كنيد پس قريش از براى خود تدبير كردند و اختيار نمودند و توفيق يافتند و رأى درستى اختيار كردند ابن عباس گفت آيا خليفه غضب خود را از من دور ميگرداند كه جواب
اين سخن را بشنود عمر گفت بگو آنچه خواهى ابن عباس گفت اما آنچه گفتى كه قريش از براى او برأى خود اختيار كردند حقتعالى ميفرمايد
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ
يعنى پروردگار تو خلق مىكند هرچه را ميخواهد و اختيار مىكند از براى ايشان آنچه خير ايشان در آنست و تو ميدانى كه خدا اختيار كرد از خلقش براى خلافت آن را كه كرد اگر قريش از براى خود اختيار كردهء خدا را اختيار كردهاند حق است و الا باطل است و آنچه گفتى كه نخواستند كه براى ما جمع شود پيغمبرى و خلافت پس حقتعالى حال آن جماعتى را ذكر كرده است و گفته است
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ
يعنى اين بسبب آنست كه ايشان نخواستند آنچه را فرستاده است خدا پس خدا حبط كرده است عملهاى ايشان را و ثواب آنها را بر طرف كرده است اما آنچه گفتى كه اگر چنين ميشد ما مردم را پامال ميكرديم اگر ما بخلافت بر مردم تعدى ميكرديم بقرابت و خويشى نيز ميتوانستيم كرد و ليكن خلقهاى ما مشتق است از خلق رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه خدا در حق او فرموده است كه بدرستى كه تو بر خلق عظيمى و ايضا به او خطاب كرده است كه بگشا و پست كن بال مرحمت خود را براى آنها كه متابعت تو كردهاند از مؤمنان عمر گفت هموار باش اى پسر عباس دلهاى شما پر از غش و مكر است در امر قريش غشى كه هرگز زايل نميگردد و كينهاى كه هرگز متغير نميشود ابن عباس گفت بتأنى به راه رو اى پادشاه مؤمنان و دلهاى بنى هاشم را نسبت بغش و فريب مده بدرستى كه دلهاى ايشان از دل رسول خدا است كه خدا پاك كرده و پاكيزه گردانيده است آن را از همه عيبها و بديها و ايشان خانهزادهاىاند كه حقتعالى آيهء تطهير را در شأن ايشان فرستاده است و اما آنكه گفتى كه عداوت و كينهء شما در دل ما هست چگونه كينه نداشته باشد كسى كه حقش را غصب كرده باشند و در دست