تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
كه در زمان حضرت ابراهيم در آنجا بود و پيوسته در آنجا بود تا عمر غصب خلافت كرد و رفت پرسيد كه كيست بداند كه مقام در زمان جاهليت در كجا بوده است منافق ديگر گفت من اندازهء آن را بتسمه برداشته‌ام و نگاه داشته‌ام عمر آن را طلبيد و مقام جاهليت را معلوم كرد و مقام را برداشت و در همان موضع گذاشت كه در جاهليت بود و تا حال در آن موضع است و حضرت صاحب الامر به مكان اول بر خواهد گردانيد و اين قصه از جمله مشهورات بلكه متواتراتست و الحال جاى مقام را كه در زمان حضرت ابراهيم عليه السّلام در آنجا بود گودتر گذاشته‌اند و مقام جبرئيل ميگويند و صاحب كشاف نيز اشاره بتحويل مقام نموده است و گفته است عمر از مطلب ابن ابى وراعه پوسيد كه ميدانى موضع مقام در جاهليت در كجا بود گفت بلى و نشان او داد همين موضع را . و ابن ابى الحديد گفته است كه مورخان گفته‌اند كه عمر اول كسى بود كه اقرار كرد كه نافله رمضان به جماعت بكنند و بشهرها نوشتكه چنين كنند و خانه رويشد ثقفى را سوزانيد كه نبيذ ميفروخت و اول كسى بود كه عسسى و شب‌گردى را اختيار كرد و اول كسى بود كه تازيانه براى تأديب مردم مقرر كرد و ميگفتند تازيانهء عمر مهابتش بيشتر از شمشير حجاج بود و اول كسى بود كه عمال خود را جريمه كرد و نصف اموال ايشان را گرفت و او مسجد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را خراب و زياد كرد و از جمله آنچه داخل كرد خانه عباس بود و او مقام را نقل كرد بموضعى كه الحال در آنجا هست و بيشتر متصل به خانه كعبه بود و معانده با حضرت رسالت از اين واضح‌تر و صريح‌تر نميباشد كه سنت آن حضرت را دانسته بر طرف كند و بدعت جاهليت و كفر را احياء كند . ( پنجم ) آنكه چون از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و حضرت امير عليه السّلام شنيده بود كه موالى و انصار ما از عجم خواهند بود با عجم عداوت ميكرد و احكام مسلمانان را بر ايشان جارى نميكرد و مقرر كرد كه قريش دختر از عرب و عجم بخواهند و عرب از عجم دختر بگيرد و قريش دختر بساير عرب ندهند و عرب دختر بعجم ندهند پس عرب را نسبت بقريش و عجم را نسبت بعرب بمنزله يهود و نصارى قرار داد و حال آنكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود مسلمانان كفو يكديگرند و در جامع الاصول از موطاى مالك روايت كرده است كه عمر منع كرد از آنكه ميراث عرب را بعجم بدهند مگر عجمى كه در ميان عرب متولد شده باشد و اين متضاده صريحيست با احكام ميراث كه حقتعالى در قرآن مجيد نازل ساخته . ( ششم ) آنكه در ميراث عول و تعصب را قرار داد و آن مخالف كتاب و سنت است و بيانش طولى دارد كه مناسب اين رساله نيست . ( هفتم ) آنكه الصلاة خير من النوم را در اذان نماز صبح زياد كرد چنان كه در جامع الاصول از