تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
است و از نصوص صريحه مستفاد مىشود كه هر امرى را كه در دين احداث كنند كه در شريعت خصوصا يا عموما وارد نشده باشد بدعت است و حرام است و هر فعلى را كه بر وجه عبادت واقع سازند و از دليل شرعى عامى يا خاصى مستفاد نشده باشد بدعت و تشريعست خواه فعل مستقلى باشد با صفت عبادتى باشد كه اصلش از شارع متلقى شده باشد مثل آنكه واجب را به قصد سنت كنند يا سنت را به نيت واجب به عمل آورند يا وصف خاصى را در عبادتى اختراع كنند مثل آنكه طواف را به جماعت بكنند يا عدد خاصى از عبادت را در وقتى مخصوص سنت قرار دهند مثل نماز چاشت كه بدعت ديگر است از عمر همه حرام است و اگر كسى بدعت را اصلاح كند و به پنج قسم منقسم گرداند شك نيست كه داخل بدعتهاى عمر است و حرام است . ( دويم ) آنكه عسسى را بدعت كرد كه شبها گردد و تجسس احوال مردم كند با آنكه حقتعالى نهى فرموده و گفته است
وَ لا تَجَسَّسُوا
ابن ابى الحديد و ديگران روايت كرده‌اند كه عمر شبى از براى عسسى ميگشت از خانه‌اى صدائى شنيد از ديوار بالا رفت مردى را با زنى ديد كه شيشه شرابى پيش خود گذاشته است گفت اى دشمن خدا گمان ميكنى كه خدا بر تو خواهد پوشيد و تو مشغول معصيت اوئى آن مرد گفت تعجيل مكن اگر من يك خطا كرده‌ام تو سه خطا كرده‌اى خدا فرموده است كه تجسس مكنيد تو تجسس كردى و فرموده است
وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
يعنى داخل خانه‌ها از درها بشويد تو از ديوار بالا آمده‌اى و فرموده است
فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا
يعنى هرگاه داخل خانه شويد پس سلام كنيد و تو سلام نكردى عمر گفت اگر از تو عفو كنم اختيار امر خير خواهى كرد گفت بلى و اللّه ديگر اين كار را نخواهم كرد عمر گفت برو از تو عفو كردم . ( سيم ) آنكه طلاق متوالى را بدون رجوعى يك حساب ميكردند در زمان حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ابو بكر بعد از آنكه سه سال از خلافت او گذشت بسه طلاق حساب كرد چنانچه صاحب جامع الاصول از صحيح ابى داود و نسائى روايت كرده است از ابن عباس به چندين طريق و عذرى كه گفته است آنست كه مردم بر طلاق جرأت نكنند اگر اين علت اجراى سه طلاق ميشد بايست كه خدا علمش به همه چيز احاطه كرده است بكند و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در جميع امور منتظر وحى الهى ميشد و بعقل كامل خود حكم نميكرد عمر را چه نسبت است كه احكام الهى را بعقل شوم خود تغيير دهد ( چهارم ) آنكه از ائمهء اهل بيت بطرق معتبره منقولست كه مقام ابراهيم در زمان ابراهيم و بعد از او متصل به ديوار خانهء كعبه بود تا آنكه كفار قريش در جاهليت از آنجا برداشتند و در موضعى كه الحال در آنجا است گذاشتند چون آن حضرت مكه را فتح كرد مقام را برگردانيد به جائى