اما سخاوت وجودش از آن مشهورتر است كه بايد گفت روزها روزه ميگرفت و شبها بگرسنگى ميگذرانيد و قوت خود را به ديگران ميداد و سورهء هل اتى به اين سبب نازل شده و آيهء كريمهء
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً
در شأن او آمد و مرويست كه براى نخلستانى از يهود بدست خود آب ميكشيد آن قدر كه دست حق پرستش مجروح ميشد و اجرتش را تصدق ميكرد و خود از گرسنگى سنگ بر شكم ميبست و گفتهاند كه آن حضرت اسخاى ناس بود و در سخاوت وجود به حدى بود كه خدا خواسته و پسنديده و هرگز بسائل نه نگفته حتى آنكه منافقى از خدمت آن حضرت رو گردان شده بود بنزد معاويه رفت كه دشمنترين مردم نسبت به آن حضرت بود و نهايت سعى در تهمت و عيب و منقصت او مينمود گفت از پيش بخيلترين مردم آمدهام معاويه گفت واى بر تو او را بخيل ميگوئى و حال آنكه اگر خانهاى از طلا و خانهاى از كاه داشته باشد طلا را پيشتر بتصدق ميدهد تا هيچ از آن نماند اوست كه خانههاى اموال را تصدق مىكند تا آنكه جاروب نموده و بر جايش نماز ميگذارد اوست كه بمالهاى دنيا خطاب ميكرد و ميگفت ديگرى را فريب دهيد كه من شما را طلاقى گفتهام كه هرگز رجوع ندارد و با اينكه تمام دنيا در تصرفش بود چون از دنيا رفت هيچ ميراث نگذاشت و اما حلم و عفو حليم - ترين و عفوكنندهترين مردم بود از كسى كه با او بدى مينمود و صحت اين معلوم است از
آنچه كرد باعدا عدو خود مروان بن الحكم و عبد اللَّه بن الزبير و سعيد بن العاص كه در جنگ جمل بر ايشان مسلط شد و بعد از آنكه همه اسير او شدند همه را رها كرد و متعرضشان نشد و تلافى ننمود با آنكه عبد اللَّه بن زبير در ميان مردم او را دشنام ميداد و بلفظ لئيم و احمق نام ميبرد وقتى كه او را اسير كرد او را سر داد و گفت برو تا تو را نبينم و بيش از اين نگفت و از آنچه عايشه به او كرد چون بر او ظفر يافت نهايت شفقت و مهربانى به او فرمود و اهل بصره شمشير بر او و اولادش كشيدند و ناسزا و لعن كردند چون بر ايشان ظفر يافت شمشير از ايشان برداشت و امان داد و اموال و اولادشان را نگذاشت غارت كنند آنچه در جنگ صفين با معاويه كرد كه اول لشكر او سر آب را گرفته ملازمان آن حضرت را از آب منع كردند بعد از آن حضرت آب را از تصرف ايشان گرفت و ايشان را بصحراى بىآبى راند اصحاب گفتند تو هم آب را از ايشان منع نما تا از تشنگى هلاك شوند و حاجت بجنگ نباشد فرمود نه و اللَّه آنچه ايشان كردند من نميكنم و شمشير تيز مغنى است از اين و فرمود طرفى از آب را گشودند تا آنها آب بردارند