بود هنوز قرار نگرفته بود باندك ضعفى فاسد ميشد و باندك تأملى متغير ميشد پس گروهى متولى امر خلافت شدند كه نهايت اهتمام در استحكام امر خود كردند و بدار جزا رفتند و ايضا بطرق متعدده روايت كرده است كه حضرت امير عليه السّلام گفت خداوندا تو جزا ده قريش را كه حق مرا از من منع كردند و غصب كردند امر مرا و به روايت ديگر فرمود كه طلب يارى ميكنم از تو بر قريش بدرستى كه ايشان قطع كردند رحم مرا و غصب كردند حق مرا و اجماع كردند بر منازعهء من امرى را كه من اولى بودم به آن از ايشان و هرگاه على عليه السّلام اين شكايتها از ايشان كند معلوم است كه ايشان را دوست نميداشته و ايشان او را دوست نمىداشتند و از ايشان متأذى شده بود و صاحب مشكاة از صحاح ايشان نقل كرده كه دوست نميدارد آن حضرت را مگر مؤمنى و دشمن نمىدارد او را مگر منافقى و در صحيح ترمدى از ابو سلمه روايت كرده است كه ما منافقان را نميشناختيم مگر ببغض على و در استيعاب نقل كرده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت هر كه على را دوست دارد مرا دوست داشته و هر كه مرا دوست دارد خدا را دوست داشته است و هر كه على را دشمن دارد مرا دشمن داشته و هر كه على را ايذا كند مرا ايذا كرده است و هر كه مرا ايذا كند خدا را ايذا كرده است حقتعالى ميفرمايد
الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً
مُهِيناً
و كسى كه خدا او را در دنيا و آخرت لعنت كرده باشد و در عذاب عظيم خدا باشد مستحق امامت و خلافت نيست .
فصل ششم در بيان افضليت آن حضرت است بر ساير صحابه
زياده بر آنكه سابقا مذكور شد به اقرار مخالفان - ابن ابى الحديد كه از اعاظم علماى مخالفانست گفته است قول بتفضيل امير المؤمنين عليه السّلام قوليست قديم بسيارى از اصحاب و تابعين قائل آن بودهاند از جملهء صحابه عمار و مقداد و ابو ذر و سلمان و جابر بن عبد اللَّه و ابى بن كعب و حذيفه و بريده و ابو ايوب و سهل بن حنيف و ابو الهشيم و ابن تيهان و خزيمة بن ثابت و ابو الطفيل و عباس بن عبد المطلب و بنى العباس و بنى هاشم و بنى عبد المطلب كافة و زبير نيز اول قائل بود و بعد از آن برگشت و از بنى اميه جمعى قائل بودهاند از آن جمله خالد بن سعيد بن العاص و عمر بن عبد العزيز و ثعلبى كه از اعاظم مفسران ايشانست نقل كرده است كه اين آيه در مصحف ابن مسعود كه از صحابهء كبار است چنين بود ان اللَّه اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران و آل محمد على العالمين و ابن حجر ناصبى در صواعق محرقه از فخر رازى روايت كرده كه اهل بيت