تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
رسول در پنج چيز با آن حضرت مساويند در سلام كه خدا فرموده « السلام عليك أيها النبى » و فرموده
سَلامٌ عَلى إِل‌ْياسِينَ
و در صلوات بايشان در تشهد و در طهارت كه فرموده
طه
يعنى يا طاهر
وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
در تحريم صدقه و در محبت كه فرموده
فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
و فرموده
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
و ابن ابى الحديد گفته اما فضايل آن حضرت از كثرت و شهرت به جائى رسيده كه با وجود آن متعرض ذكر و بيان آن شدن سماجت است و بعد از آن گفته چه‌گويم در شأن مردى كه اعدايش اقرار و اذعان به فضلش كرده و خصمانش انكار و كتمان فضايلش نتوانستند كردن و معلوم است كه بنى اميه با آنكه مالك شرق و غرب عالم شدند و نهايت سعى و حيله در اطفاى نور او نمودند و احاديث بسيار در مثالب و معايب او وضع و اقارب او كردند و بر منابر سب و لعن او كردند و مادحان و شيعيانش را حبس و قتل و نهب نمودند و مردم را از روايت حديثى كه دلالت بر فضل و منقبت او كند منع بليغ كردند تا حدى كه بر مردم حرام كردند كه نام او را بر زبان جارى گردانند و هر چند ايشان در اين امر اهتمام و سعى تمام بيشتر كردند نام او بلندتر و قدرش رفيع‌تر شد مانند مشك كه هر چند او را پنهان كنند بويش مخفى نماند و مثل آفتاب كه به كف دست پوشيده نشود و بر مثال روز روشن كه اگر يك چشم آن را نبيند چندين چشم ديگر ميبينند و چه گويم در شأن كسى كه همه فضايل منسوب به او و سلسلهء جميع كمالات به او منتهى ميگردد و سر كردهء همه فضيلتها و سرچشمهء همه كرامتها و معدن جميع فضايل او بوده و گوى سبقت از ميدان همه مكارم او ربوده و بعد از او هر كسى كه نصيبى از فضيلت داشته از او داشته و هر كه بهره‌اى از كمال يافته از او يافته پوشيده نيست كه اشرف علوم معرفت الهى و علم خداشناسى است و هر كه خدا را شناخته از او شناخته و لواى معرفت در ساحت هدايت از بيان او افراخته و راه خدا بشمع كلام او روشن گشته و دست تعليم او نور علم در دلهاى علما سرشته معتزله كه اهل توحيد و عدل و ارباب نظر و عقل و در اين فن استاد مردمند شاگردان اويند و اشاعره نيز غاشيه بر دوش اين تك و پو و هوادار اين سر كويند زيرا كه استاد ايشان ابو الحسن اشعرى و او شاگرد ابو على جبائيست كه يكى از مشايخ معتزله است و استاد معتزله و اصل بن عطا است و او شاگرد ابو هاشم عبد اللَّه بن محمد الحنفيه است و او شاگرد پدرش امير المؤمنين و اما اماميه و زيديه انتسابشان به آن حضرت ظاهر است و از جمله علوم تفسير قرآنست كه بتمامى از او مأخوذ است و ابن عباس كه استاد مفسرينست و اكثر اين علم از او مأخوذ است شاگرد اوست و از او پرسيدند كه علم تو با علم ابن عمت چونست گفت مثل قطرهء باران بدرياى محيط و از جمله
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 155 | العلامة المجلسي