تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و چون شرم نداشته است پروا نداشته است كه مردم از فحواى حال او دانند كه او دروغ ميگويد و او از همه كس حريص‌تر بود بخلافت و اگر گويند مرادش اين بود كه اهليت اين امر را در خود نميديده اين راست است اما بايست در اين مواطن نيز آرزو نكند و در جامع الاصول از صحيح نسائى و در مشكاة از صحيح ترمدى روايت كرده كه أبو بكر و عمر فاطمه عليها سلام را از حضرت رسول ( ص ) خواستگارى نمودند و حضرت نداد و عذر فرمود كه او كوچكست على عليه السّلام خواستگارى كرد به او گفت خدا به تو عطا فرموده و احاديث در باب اختصاص حضرت امير عليه السّلام به حضرت رسول زياده از آنست كه در اين رساله احصا توان كرد و هر عاقلى كه اندك بهره‌اى از انصاف داشته باشد ميداند كه هرگاه پادشاهى يا اميرى يك شخص از اقارب خود را پيوسته مورد عنايت خود گرداند و در امور كليه و جزئيه به او توسل جويد و پيوسته او را محرم اسرار خود گرداند و در همه احوال در مجامع خلق مبالغه در مدح او كند البته او را براى خلافت خود مهيا كرده و اين اوليست بر امارت و خلافت و نيابت او از آنكه صريح بگويد كه او جانشين من است خصوصا هرگاه اين امور از كسى صادر شود كه معلوم است كه محبت او تابع محبت خداست و مبتنى بر امور دنيويه و روابط بشريت نيست پس اينها ادل دلائلند بر امامت و خلافت آن حضرت .

فصل پنجم [ در بيان الحق مع على و على مع الحق ]

در بيان آنكه بروايات مستفيضه و اخبار صحيحه كه عامه تلقى بقبول نموده‌اند ثابت شده است كه حق هميشه با امير المؤمنين ( ع ) است و او از حق جدا نميشود و مناقب خوارزمى از ابو ليلى روايت كرده است كه رسول خدا ( ص ) فرمود بعد از من فتنه‌اى خواهد بود چون آن فتنه ظاهر شود بر شما باد بملازمت على ( ع ) كه او جدا كنندهء حق و باطلست و از ابن عمر روايت كرده است كه حضرت رسول ( ص ) فرمود كه هر كه از على مفارقت كرده است از من مفارقت كرده و هر كه از من مفارقت كرده از خدا مفارقت كرده است و از ابو ايوب انصارى روايت كرده است كه حضرت رسول ( ص ) بعمار گفت كه اگر ببينى على بوادى ميرود و مردم بوادى ديگر مىروند تو با على برو و مردم را بگذار كه او تو را در ضلالت داخل نميكند و از هدايت بيرون نميبرد و ابو ذر روايت كرده است از ام سلمه كه حضرت رسول ( ص ) فرمود على با حق