تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
هارونست از موسى و مضامين اين اخبار صريحند در آنكه آن حضرت ممتاز بود از ميان ساير صحابه و به غير حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نظيرى و شبيهى كه شايستهء برادرى او باشد نبود پس بايد در امامت و رياست نيز شبيه آن حضرت بوده باشد و در مسند احمد به چند سند از جابر انصارى روايت كرده است كه حضرت رسول گفت ديدم كه بر در بهشت نوشته بودند به دو هزار سال پيش از آنكه حقتعالى آسمانها را خلق كند محمد رسول خداست و على برادر رسول خداست .

مطلب دويم آنكه آن حضرت صاحب اسرار خدا و رسول او بود

ابن شيرويه در فردوس روايت كرده است از ابن عباس كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت صاحب سر من على بن أبي طالب است و در صحيح ترمدى و مسند أبو يعلى و مناقب ابن مردويه و فضايل سمعانى و ساير كتب از جابر روايت كرده‌اند كه در روز فتح طايف حضرت رسول ( ص ) با على عليه السّلام راز گفت و بسيار طول داد عمر به ابو بكر گفت چه بسيار طول داد راز خود را با پسر عم خود و بروايت ترمدى كه صاحب جامع الاصول و صاحب مشكاة است روايت كرده‌اند مردم گفتند كه رازش دور و دراز شد چون اين سخن به حضرت رسول ( ص ) رسيد گفت من با او راز نميگفتم خدا با او راز ميگفت و ابن اثير در نهايه نيز اين حديث را روايت كرده است و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه روايت كرده است از مسند احمد و در مسند احمد بن حنبل و مناقب ابن مردويه و ساير كتب خاصه و عامه روايت كرده است حضرت رسول ( ص ) در حال احتضار فرمود بخوانيد از براى من حبيب مرا و بروايت ديگر خليل مرا أبو بكر را طلبيدند چون نظرش بر او افتاد رو از او پوشانيد و بازگفت دوست مرا بطلبيد عمر را طلبيدند رو را گردانيد و بازگفت يار مرا بطلبيد عايشه گفت على را ميطلبد چون على عليه السّلام آمد او را در ميان جامه داخل كرد و او را در برگرفت و با او راز ميگفت تا بعالم اعلى ارتحال نمود .

مطلب سيم [ به امر رسول خدا همه درها بسوى مسجد مسدود شد مگر در خانهء على عليه السلام ]

آنكه عامه و خاصه بطرق متواتره روايت كرده‌اند كه چون مهاجران بمدينه آمدند و در دور مسجد خانه‌ها بنا كردند درهاى آن را بسوى مسجد گشودند و بعضى در مسجد ميخوابيدند رسول خدا معاذ بن جبل را فرستاد و ندا كرد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم امر مىكند شما را كه همه درها را مسدود كنيد مگر در خانهء على پس در اين باب مردم سخنان گفتند چون آن سخنان به حضرت رسيد خطبه‌اى خواند و فرمود به خدا سوگند من اين درها را نيستم و در خانه على را نگشودم بلكه خدا مرا امر كرد كه چنين كنم اطاعت كردم و اين مضمون را احمد بن حنبل و أبو يعلى دو مسند و صاحب خصايص علويه و سمعانى در فضايل و ابو نعيم در حليه و ديگران