و همچنين نقصاناتشان ، فى انفُسها نيست ، بلكه به حسب تسخير مُسَخِر و تدبير مُدَبِّر قاهرى است كه انحاى تصرّفات مىكند در آنها به قدرت كاملهء خود ، و جارى مىگردانَد آنها را به حسب اراده و مشيت باهرهء خود .
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ »
. ( 1 ) و اختلاف كردهاند در اين كه غروب كه كرد ، چون مىشود ؟ بعضى بر آناند كه ماهى فرو مىبرد او را ، و بعضى بر آناند كه فرو مىرود در عين حمئه ، و اقوال ديگرى نيز هست .
[ باز ، تطبيق عالم صغير به عالم كبير ]
و باز ، كوكبى مشاهده مىشود كه در حال غروب است ، كوكب ديگر مىبينيم همان وقت در مقابل او از افق شرق ، طالع مىشود و كوكب طالعه ، شروع در ارتفاع و تصاعد دارد و همچنين ، ديگرى به وسط السّماء رسيده و ديگرى در ربع غربى واقع شده و نزديك به غروب است . اين احوال نيز مشابه احوال خلق است در اين عالَم . مردى مىميرد و ديگرى زنده مىشود و طفل است و آناً فآناً ، در نشو و نماست تا به جوانى مىرسد و ديگرى ما بين پيرى و جوانى است [ و ديگرى ] به پيرى رسيده است .
[ باز تطبيق عالم صغير به عالم كبير ]
و باز ، چون كواكب را ملاحظه كنى ، مختلفة الاحوالاند . بعضى سعداند و بعضى نحس ، و برخى قوىّ النورند و بعضى ضعيف النّور ، و بعضى قريب از وسط فلك واقعاند و بعضى در اطراف فلك واقعاند ، و بعضى در شَرَفاند و بعضى در وبالاند .
همچنين ، اشخاص اين عالم ، بعضى در سعادتاند و بعضى در نحوست ؛ بعضى در غِنا و توانگرىاند و بعضى در ذلّ درويشىاند و احتياج ، و بعضى در دولت و عُلوّاند و بعضى در ذلّت و سقوط . پس همچنانكه مُدَبِّر عالم عُلوى تدبير نظام
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 54 .