[ دليل قدرت او به همهء مقدورات ]
و باز ، دليل است بر كمال قدرت بىغايت كه بىعلاقه و عُروه و ستون سقف به پاى دارد و بلند برافرازد كه صنعت او - جلّ شأنه - بر خلاف صنعت همهء صانعان باشد ؛ زيرا كه هيچ كس ، سقف پيش از اساس نتواند ساخت و بى ستون بلند ، نتواند برافراشت .
[ دليل ديگر بر قدرت و اختيار ]
و باز ، دليل است بر كمال قدرت بىغايت كه چون آسمانها مساوى ساير اجساماند از جسميت ، پس بالذات ، قابل ميل هابط باشند ؛ و ليكن واجب تعالى به محض قدرت كاملهء خود ، آنها را تا قيام قيامت نگاه دارد و از سقوط ، محفوظ نمايد ، و اين اجرام ثقيله را با اين همه عظمت در هوا بى عُروه و علاقه و ستون معلّق بدارد ،
و اين ، حجّتى است قاطع ، و برهانى است ساطع بر كمال قدرت و لطف تدبير صانع .
[ دليل ديگر بر علم و قدرت و اختيار و بقاى صانع عالم - جلّ شأنه - و حدوث عالم ]
و باز در طلوع و غروب آفتاب ، احوال عجيبه و آثار غريبه وديعه فرموده كه به نظر و تأمّل ، معلوم مىشود كه اين همه غرايبِ آثار و منافع بىشمار ، بدون تدبير قادر در كمال اختيار ، عقلًا محال است كه به ظهور رسد . يكى آن كه طلوع آفتاب شبيه خلق عالَم و تكوين اوست ، و غروب او شبيه خراب عالم و وقت قيام ( 1 ) است ، تقرير تشبيه اين كه ظلمت ، صفت عدمى است . پس شديد المناسبه است به عدم اصلى مستمر از ازل تا وقت حدوث عالم ، چنانچه در اوّل شب ، ظلمت مستقر بود در جميع اقطار سماوات و اكناف ارض . پس ظلمت عدم نيز مستقر بود آنجا نه لوح بود نه قلم ، و نه نور بود و نه ظلمت ، و نه آسمان بود و نه زمين ، و نه طول بود و نه عَرض ، و نه هيچ چيز . كان اللَّهُ وَلَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَىءٌ غَيْرُهُ
هامش
( 1 ) . خ ب : قيامت .