آفتاب قرار داد و بر عالميان ، چراغ روشن برافروخت و به روشنايى روز ، انتفاع داد تا كيفيات ظاهر گردد و صفو ( 1 ) از كدر و عَرَض از جوهر متميز گردد و هر كسى روى به مقصد نهد . و نيز از منافع عايده به عالميان ، ظلمت است ، چون در روز حركت واقع شده و تَعَب عارض گشته . پس به خواب و راحت احتياج است تا اعيا و تعب زايل شود . و به تقديرى كه حق تعالى آفتاب را در موضع معيّن از فلك اگر ساكن مىفرمود و منع حركت او مىنمود ، پس هميشه روز بود و گرما در كمال شدّت مىشد ، و اگر به سمت الرأس ساكن مىفرمود ، گرما به مرتبهاى اشتداد به هم مىرسانيد كه به هيچ وجه من الوجوه ، صلاحيت سُكنا و عمارت نبود ، به جهت قرب او به مسامت آفتاب ، و در جوانب ديگر ، هميشه ظلمت بود و سرما در كمال شدّت و اشدّ از آنچه تصوّر توان كرد ، و هيچ نباتى نمىروييد و حيوانى سكنا نمىتوانست كرد به جهت بُعد او از مسامت آفتاب ، و حصول انتفاع در هر دو جا حاصل نمىتوانست شد ، مگر به تعاقب ليل و نهار تا منافع عالميان به حصول رسد . و با وجود تعاقب ، ضرور بود كه شب و روز در كمال درازى و كوتاهى نباشد و هر واحدى را مدّت معتدله و مقدار معتدلى باشد ، چنانچه بر وفق مصالح مقدّر فرموده كه در اكثر معموره و عمدهء آن ، نهايت ، روز از پانزده ساعت متجاوز نباشد ، اگر فرضاً مقدار آن را صد ساعت يا دويست ساعت قرار مىفرمود ، آنچه بر روى زمين بودند از حيوانات و نباتات ، همه هلاك مىشدند ؛ امّا حيوانات به جهت آن كه در اين مدّت ، ساكن نمىشدند و قرار نمىگرفتند و در روز با اين درازى مشغول چرا مىگرديدند و آدميان ، مشغول كار و حركت مىشدند و اين ، سبب هلاكشان مىشد . و اما نباتات ، از حرارت آفتاب ، خشك مىشدند و مىسوختند . و شب نيز اگر به اين طول مىبود حيوانات از حركت باز مىماندند و طلب معاش نمىتوانستند كرد و از گرسنگى هلاك مىشدند ، و حرارت طبيعيهء نباتات ، كم مىشد
ميراث حديث شيعه — صفحة 85
مساهمون: مهدى مهريزى
ص٨٥
هامش
( 1 ) . خ ب : صفا .