[ دليل بر آن كه صانع كامل است من جميع الجهات
[ و حدوث عالم ]
و باز دالّ است بر اين كه فاعل كامل است در فاعليّت ؛ امّا ارادهء او - جلّ شأنه - تعلّق نگرفته بود به برآوردن زبان صباح در وقت ايجاد تا معلوم گردد حدوث آن پس باقىمانده بود در حيّز عدم تا حين تعلّق اراده به روشنى او .
[ دليل ديگر به عالم بودن او - عز شأنه - به كلّيات و جزئيات ]
و باز دليل است كه بر خالق ليل و نهار و گردانندهء ادوار ، چيزى مخفى نيست از روى خيريّت و شريّت و نور و ظلمت .
[ دليل ديگر بر حدوث عالم ]
و باز دليل است كه مُوجِد زمان اوست و نزد او - جلّ شأنه - صبح و شامى نبوده و عدم و وجود و قلّت و كثرت ، نزد او برابر است .
[ دليل ديگر بر كمال قدرت ]
و باز دليل است بر اين كه اين اجرام با اين همه عظمت ، امتناعى نمىتوانند كرد از آن چيزهايى كه او - جلّ شأنه - ارادهء احداث فرموده در آنها از انواع تصرّفات و تدابير .
[ دليل قدرت ]
و باز دليل است كه احد عرضين كه نور و ظلمت باشد ، در مكان ديگرى از كمال علم و قدرت است .
[ دليل ديگر بر اثبات صانع ]
و باز دليل است بر اين كه اين تدبير شريف در اين خلق لطيف ، كافى است براى دلالت و اعتبار .