( 1 ) و همچنين حديثى كه بعد از اين در باب ماه مذكور خواهد شد ، دالّ است كه نه چنين باشد . و تأجّج : زبانه كشيدن است و بر افروختن ، و طلوع آفتاب هر چند ازدياد پذيرد ، روشنى او نيز ازدياد پذيرد ، مانند زبانه كشيدن آتش كه هر چند آتشافروز اضافه شود ، زبانهء آتش ازدياد پذيرد . و فقرهء شريفه ، فتح باب اقتداست ؛ يعنى : آن خداوندى كه روشن ساخت و افروخت او - جلّ شأنه - روشنى آفتاب را به نور افروختگى او و زبانه كشيدن روشنى او كه مانند زبانه كشيدن آتش است . فقرات شريفهء اربعه از جمله تعداد نعمت است و مورد عبارات مورد منّت ، و اين كه آفريننده بىغرض نيست و از غرض خالى نيست و در هر يك از آنها وقف شده ، و وقوف اربعه دلالت مىكنند بر اين كه هر يك از فقرات اربعه مستقلاند در اداى معنى الوهيت و ربوبيّت ، و مستغنىاند در بيان از غير خود ، و با وجود اين حال ، مترتّباند بر يكديگر .
[ دليل ديگر بر اثبات صانع و حدوث عالم و اوصاف كمال و منزّه بودن او از سمات نقص و زوال ]
انشاى حوادث از روشنى و تاريكى و احكام خلق فلك دوّار و افروختن ضياء شمس چون چيزى را پس از چيزى به وجود آورده ، دليل است بر اين كه فاعل آنها واجب الوجود قادر عالم حىّ مريد مدرك ( 2 ) سميع بصير متكلّم باقى است .