[ دليل بر بطلان قول طبيعيان و ملاحده ]
و باز دليل است كه مُتفطّن گردند اين همه منافع عظيمهء بى عمد و تدبير نيست و به بخت و اتفاق نمىتواند شد .
پس ملاحده كه به صانع عالم قائل نيستند ، و طبيعيان حكمايى كه مىگويند اشيا به طبايع خود مىآيند و مىروند ، بىمُدبِّرى و صانعى ، كوراناند كراناند سفيهاناند ، ميل كردهاند از اصحاب هدايت و چريدهاند در مراعى رجاست و نجاست .
[ دليل وحدت صانع ]
و باز دليل است كه متصرّف در آنها اوست - جلّ شأنه - به مشيّت و ارادهء خود .
[ دليل بر حدوث چيزها ]
و باز دليل است كه عدم آنها قبل از وجودشان است و وجودشان بعد از عدمشان است ، و اينها لطف است به مخلوقات و هر يك كاشف از وجود او - جلّ شأنه - اند .
[ دليل بر وجوب نظر ]
و باز دليل است كه معارف ، بديهى نيستند و معرفت بايد به نظر و استدلال استخراج شود از هدايات و الطاف الهى .
[ دليل ديگر بر لطف و تفضّل و علم و قدرت و ساير صفات كمال و مبرّا بودن او - عزّ شأنه - از سمات نقص و زوال ]
و باز دليل است كه اينها الطافىاند كه خلق به طاعت و بندگى نزديك شوند و از معصيت دور و به اين ادلّهء واضحه مهتدى گردند .
[ فوايد شب و روز ]
بدانكه آدمى چون محتاج است به تحصيل مطعوم و ملبوس و اعداد مسكن و ساير مصالح ، و اين امور ، بدون سعى و جدّ و حركت به حصول نمىرسد ، و عالم در بدايت ، تاريك بود . حق - جلّ و علا - روشنى روز را از ظلمتآباد عدم به جرم