« وَاتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَكِ الدَّوّارِ فى مَقاديرِ تَبَرُّجِهِ »
اتْقَنَ أى : احكَم .
و صَنع أى : خلق .
و دَوار : مبالغهء دائر است ؛ يعنى : بسيار و نيك گردنده .
و مَقادير : جمع مقدار است ، يعنى : اندازه و حساب درست ، و « فى مقادير » در مقام حال است از « صنع الفلك » كه مفعولٌ به است ، يا صفت مفعول مطلق است به اين تقدير كه اتقاناً كايناً فى مقادير تبرّجه .
و تبرّج : آراستگى و خود آرايى است و آراستن آسمان دنيا به زينت كواكب است .
[ دليل بر بطلان قول دهريان و طبيعيان ]
و اين فقرهء شريفه ، فتح باب اقتداست ؛ يعنى : اى آن خداوندى كه محكم گردانيد و استوار ساخت او - جلّ شأنه - آفرينش فلكِ بسيار گردنده را به اعتبار ايجاد سرعت حركت و دوام دور در اندازههاى خودآرايى او از كواكب و بروج و نجوم ، و آن را به زينت آفتاب و ماه و ستارگان بياراست كه به حساب راست در اين دوازده بروج انتقال مىكنند ، سيرى متفاوت ، يا در اظهار مراتبشان سيرشان مقرّر فرمود ، و تقدير شب و روز كرد در درجات و مقاديرشان ، كه آفتاب در سالى دوازده برج قطع كند از :
حَمَل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سُنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جَدى ، دلو ، حوت ، كه هر ماه در منزلى است از منازل مذكوره ، و براى ماه ، بيست و هشت منزل تعيين فرمود : شُرطين ، بطين ، ثريّا ، دَبَران ، هَقَعه ، هَنَعه ، ذِراع ، نثره ، طَرفه ، جبهه ، زبره ، صرفه ، عَوا ، سماك ، [ اغزل ، ] الغفر ، زبانا ، اكليل ، قلب العقرب ، شوله ، نعايم ، بلده ، سعد الذابح ، سعد بلع ، سعد السّعود ، سعد الاخبيه ، فرع الدّلو المقدم ، فرع الدّلو المؤخر ، رِشا ، كه ماه [ در ] هر شب در منزلى است از منازل مذكوره ، به حساب درست نه به گزاف ، تا آنچه آفتاب به سالى حركت كند ، ماه به بيست و هشت روز قطع كند تمام بروج اثنى عشر را ، و ماه در عرض ماهى قطع كند مدار اين چنين و مدار او چنان ، براى آفتاب در فلك خود ، سيصد و شصت