[ دليل علم صانع به جزئيات و كليات و قدرت او به همهء مقدرات ]
و اين فقرهء شريفه ، فتح باب خوف است كه خلق در او هيچ نبينند و هيچ ندانند و از تصرّف مكاسب و معاش باز مانند . و نيز براى فوايدى است كه مترتّب است بر مخلوقات ، تا آرام گيرند و قرارگاه و وقت آسايششان باشد و ابدانشان از كلال بر آيد و حواسّشان قوّت يابد ، و قوّت هاضمه برانگيزد براى هضم طعام و برسد غذا به همهء اعضا اگر هميشه روز بودى ، خلق كى آسودى ؟ ( 1 ) و پيوسته مشغول كار بودندى و بدنها كاهيده شدى و حريصان چندان مشغول امور گشتندى كه خود را از كار افكندى ، و باز اگر شب نبودى ، زمين از حرارت آفتاب به مرتبهاى گرم شدى كه حيوانات و نباتات ضايع شدندى . پس قادر حكيم و عالم خبير مقدّر فرمود كه گاهى روز و گاهى شب باشد ، مانند چراغى كه گاهى براى اهل خانه افروزند كه كارهاى خود را تمشيت دهند ، و گاهى برگيرند كه استراحت كنند . پس نور و ظلمت كه ضدّ يكديگرند ، براى نظام عالم در كارند . و باز اگر هميشه شب بودى ، طلب معاش از كجا بودى ؟ پس اين به كار است آسايش را و از آن ناگزير است آرايش را تا هر افسردگى در روز به خلق رسد ، به آسودگى شب بَدَل يابد ، و اين ، دلالت كند بر كمال قدرت و علم ؛ زيرا كه هر كه كارى كند از تاريكى احتراز كند تا نگاشتهء او تباه نشود ، و او - جلّ شأنه - در رحم و ظلمات ثلاث صورت نگارد و به امور جليل و دقيق رسد كه كار او - جلّ شأنه - با كار خلق نماند و فعل او با فعل ديگران ننمايد .