يعنى كه : مقارن باشد به سلامت در دين من از گناهان و معايب نفسانى و عقوبات آخرت ، و در دنياى من از آلام جسمانى و مِحَن و تعلّقات ، چون دنيا ، نه جاى خلاص و نه سراى خلوص است . پس سالم مانم از عقوبات آخرت ، و فارغ باشم از مِحَن و اوجاع و امراض در دار دنيا كه پيوسته به طاعت و عبادت مشغول باشم و توفير ثواب من فرمايى و تمام و كمال آن را عنايت فرمايى .
وَمَسَائِي جُنَّةً مِنْ كَيْدِ الْعِدَى .
يعنى : بگردان شامگاه مرا حالكونيكه سپرى باشد از مكر دشمنان ؛ يعنى حافظ و مانعى از مكر دشمنان و غدر ايشان ، شب مرا بگردان ، اعم از آن كه هواهاى نفسانى باشد ؛ زيرا كه در شبها و فراغ از كارها هواها غالب مىشود ، به دليل « أعْدا عدوك نَفْسُكَ التي بين جَنْبيك » ، يا سپرى كن شبها را از مكرِ جنّ و انس .
وَ وِقايَةً مِنْ مُرْدِياتِ الْهَوَى .
وِقاية : نگاهدارى .
و مرديات : مهلكات ، و در بعضى نسخ دعا ، « مَرَدات » است ، به معنى از حد در گذشتن آرزوها از حبّ مال و جاه و كثرت ازواج و زخارف دنيا و طول امَل كه سبب بر
تأخير توبه مىشود و به آن سبب ، آدمى مستحق عِقاب [ و عذاب ] مىگردد .
يعنى : و نگاه دار مرا از مهلكات هواى نفس ؛ چون از جمله منافع عايده به شب ، سكون و راحت و فراغ از كسب معاش [ و خلاص از تلاش ] است . پس در شب ، هواهاى نفسانى غلبه به هم مىرساند . پس تخصيص شام به مرديات نيز به اين اعتبار مىتواند بود .
إِنَّكَ قادِرٌ عَلَى ما تَشاءُ .
به تحقيق كه تويى توانا بر آنچه مىخواهى و غير تو بر آنچه خواهد ، توانايى ندارد . پس اضداد ايمان و مهلكات هوا را از من دور گردان كه تو بر من تسلّط و غلبه دارى و مالك منى و دل من در قبضهء اقتدار تو است ، يا تو قادرى كه مرا از شرّ اعدا نگاه دارى .