ديگرى كنند .
و چون چنين نيست و گاهى شب و گاهى روز است و اين موافق مصالح اهل عالم است ، پس جزم حاصل است كه شب و روز و ظلمت و نور به تدبير مدّبر احَدى الذّات و قادر الذّاتى است كه شبيه و نظير و مانند و ضدّ و نِد ندارد و هيچ قادر به قدرت ، اين نتواند كرد ، و هيچ عالِم به كثرت منافع و اسرار آن پى نبرد ، و هيچ مريد ، ارادهء چنين امر عظيم نتواند كرد ، و از معدوم ، اين نيايد .
و نيز دليل است بر جميع صفات كمال ، و مبرّا و منزّه است از همهء سمات نقص و زوال ، و الّا كِى اين تفضّلات تواند كرد .
وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ .
بيرون مىآورى زنده را از مُرده و بيرون مىآورى مرده را از زنده ؛ يعنى : از مُرده ، فرزند زنده متولّد مىسازد و از زنده ، فرزند مُرده ، يا از نطفه و بيضه و دانهء حيوان و درخت و مرغ بيرون مىآورَد ، و يا خبيث از طيّب و طيّب از خبيث ، يا بيرون مىآورى مؤمن و عالم از مُرده كه كافر و جاهل باشد و بالعكس هم اين چنين ، زيرا كه ايمان و علم ، مستلزم حيات ابدند و كفر و جهل ، مستتبع ممات ابد ، و اين امور ، دليلاند بر وجود و كمال ، مِن جميع الجهات ، صانع عالم ، و نيز اين فقرهء شريفه ، دليل است بر فساد قول ثَنَويّه .
وَتَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ .
و روزى مىدهى از خزائن رحمت خود ، هر كه را مىخواهى بىشمار ، از جهت بسيارى كه هرگاه همه مخلوقات تدبّر كنند از احصاى جزئى از اجزا و از اندكى از بسيار آن ، عاجز آيند و تصوّر مقدار آن نتوانند نمود و به قليلى از آن پى نتوانند برد .
پس مقام ، مقام تنزيه است .
سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ ، مَنْ ذَا يَعْرِفُ قَدْرَكَ فَلَا يَخافُكَ ، وَ مَنْ ذَا يَعْلَمُ مَا أَ نْتَ فَلَا يَهابُكَ .
پاكى [ تو ] و به پاكى ياد مىكنم تو را از همهء نقصها و عيبها و از صفات