تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ .

مىبخشى از پادشاهى هر كه را مىخواهى ، به مقتضاى حكمت و مصلحت ، و مىستانى پادشاهى را از هر كه مىخواهى . بعضى بر آن‌اند كه مراد از پادشاهى ، پادشاهى ظاهر است كه حق تعالى زمام اقتدار جهاندارى را به قبضهء اقتدار هر كه مىخواهد [ مىدهد و به او ] مىسپارد ، و عنان شهريارى از كف اقتدار هر كه مىخواهد ، بيرون مىآورَد . مفتاح اختيار به يد اقتدار قضاى اوست ، يا آن كه پادشاهى ، پادشاهى نبوّت و رسالت و امامت است كه از بنى اسرائيل گرفت و به اسماعيل داد ، يا پادشاهى مكّهء معظمه است كه كفّار قريش را محروم نمود و به حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم حواله فرمود .

وَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشاءُ .

ارجمند مىسازى هر كه را مىخواهى ، و خوار مىگردانى آن را كه مىخواهى .

بِيَدِكَ الْخَيْرُ .

به دست قدرت توست [ خير ، يعنى ] همهء نيكىها ، به اختيار امور خيريّه ، يا امور مذكوره كه ايتاى ملك و نَزْع آن و اعزاز و اذلال است كه محض حكمت است ، و هر چه محض حكمت باشد ، خيرِ محض خواهد بود ، و اين نيز دليل است بر اين كه فاعل شرور و قبايح ، خدا نيست و بنده است بنا بر سوء فعل خود .

إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .

به درستى كه تو بر همه چيز توانايى از خلق و اعطا و نَزْع و اعزاز واذلال ، و قادر الذاتى و به هيچ وجه من الوجوه ، قصور از جانب قدرت تو نيست ؛ بلكه قصور از جانب مقدور است .
[ هرچه هست از قامت ناساز بى اندام ماست * ورنه ، تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست ] .