قدر قابليت و مصلحت و استعداد بهره يابند از حُسن تقدير معبود و كمال تدبير عالم وجود .
وَبَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلطَّلَبِ وَالْوُغُولِ
. وغول : جمع « واغل » است وهو أن يدخل على القوم من غير أن يدعى ، فيشرب معهم .
يعنى : و حال آن كه درگاه رحمتْسراى تو و راه فضل و عطاى تو گشاده است از براى جستجو نمودن وصول رحمت و داخل شدن بىطلب . مىتواند بود كه معنى اين باشد كه من در آن عرضه نيستم و آن قدر و قيمت ندارم كه بخوانى مرا و بار دهى مرا به رحمتْ سراى خود ، امّا جمعى را خواندهاى . من به وسيلهء آن جمع - كه ائمه هدا و انبيا و ملائكهاند - چون درگاه رحمت تو براى ايشان باز است و كَرَم تو عام است و احتياج به تداركى نيست ، اگر من و مانند من صد هزار هزار بىآن كه خوانده شوند و داخل درگاه تو گردند از فضل تو محروم نخواهند گرديد ، من خود را با ايشان انداختهام ، يقين كه مرا هم محروم نخواهى فرمود .
وَأَ نْتَ غايَةُ الْمَسْؤولِ وَنِهَايَةُ الْمَأْمُولِ
. يعنى : توئى نهايت همهء مسئول ، نه غير تو ، كه همهء در خواستها به تو منتهى مىشود ، و تويى پايان همه اميد داشته شدهها نه غير تو ، كه اميدها و آرزوها همهء آنها به تو بازگشت مىشود و كار همهء مخلوقات از تو - جلّ شأنه - ساخته مىشود ، نه از غير تو .
إِلهِي ! هَذِهِ أَزِمَّةُ نَفْسِي عَقَلْتُها بِعِقَالِ مَشِيَّتِكَ
. عِقال : به معنى « حبال » است و اضافهء عقال به مشيّت بيانى است و نفس را به رشته تشبيه نموده ، و ازمّه - كه از ملايمات است - ترشيح التشبيه واقع شده .
يعنى : خداوندا اين است مهارهاى نفْس من كه بستهام و محكم كردهام آنها را به