تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
منصرفكم ومقامكم فى الاولى والعقبى . يا منقلب ، جاى بازگشت و مثوى جاى قرار است ، يا منقلب ، كنايه از سَفَر و مثوى از حضر است ؛ يعنى : در حالتى كه منقلبم از دار فانى به سراى باقى .

إِلهِي ! كَيْفَ تَطْرُدُ مِسْكِيناً الْتَجَأَ إِلَيْكَ مِنَ الذُّنُوبِ هارِبَاً

. طَرد : دور كردن . إلتجا : پناه بردن به جايى . اى خداى من ! چگونه ميرانى و دور مىگردانى نادارى را از اعمال حَسَنه كه پناه آورده باشد از بار گناهان به سوى درگاه رحمت تو ، در حالتى كه [ آن ] مسكين بيچاره گريزنده است ، كه كنايه باشد از اين كه توبه كننده است . پس بر او ببخشا و قبول توبه او بفرما تا دور نباشد از درگاه كبرياى تو ، و نزديك شود به ساحت بارگاه عظمت و جلال تو .

أَمْ كَيْفَ تُخَيِّبُ مُسْتَرْشِداً قَصَدَ إِلَى جَنَابِكَ سَاعِياً

. تَخيَّب : نااميد و بىبهره ساختن است . و مسترشد : طالب راه راست است . و ساعياً : حال از مسترشد است كه مفعولٌ به است . يعنى : يا چگونه نااميد و بىبهره مىگردانى طلب هدايت‌كننده را به معرفت ذات و صفات وآلا و نعماى خود كه رو آورده است به سوى فضاى درگاه تو ، در حالتى كه آن طلب رشد كننده ، شتابنده و سعى كننده است در وصول به آن راه و مرتبه . بدان كه اين متعارف است ميان فصحا كه حرف بسيار بيفكنند ، چون كلام را بر او دليل بود و منه قوله تعالى :
« يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا »
. ( 1 )

أَمْ كَيْفَ تَطْرُدُ ظَمْآناً وَرَدَ إِلى حِيَاضِكَ شَارِباً

. و در بعضى نسخ دعا ، بدل تطرد ، « تَرُدُّ » واقع است و معنى متّحد است ؛ يعنى :
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 29 .
ميراث حديث شيعه — صفحة 205 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى