أي :
خسار .
و جُرأت : دليرى كردن بر عصيان و بىباكى و مشغولى به گناهان .
سيّد : آقا و بزرگ و واجب الإطاعه .
ومولى : خداوندگار و اولى به امر .
يعنى : زيانكار باد ، زيان كار بودنى و هلاك باد ، هلاك بودنى مر نفس مرا به جهت جرئت و دليرى او به سبب ارتكاب گناهان و مخالفت فرمان واجب الإطاعه بر آقا و خداوندگارِ خود .
فقرات شريفه ، ذمايم افعال و معايب احوال است ، و تقديم اظهار عجز و قصور بر اداى شكر و عبوديت حضرت معبود تا به اجابت اقرب باشد ، و تعليم امّت است ، و الّا عصمت ايشان ، ثابت است و بعد از اظهار نِعَم و احسان و اقرار به معايب نفس و گناهان ، شروع به سؤال از درگاه مَلِك مُتعال نموده تا به اجابت ، اقرب باشد .
إِلهِي ! قَرَعْتُ بَابَ رَحْمَتِكَ بِيَدِ رَجَائِي
. قَرْع : [ در ] كوفتن ؛ يعنى : اى خداى من ! كوبيدهام درِ رحمت تو را به قوّت ، يا به دست اميدوارى خود و حسن ظنى كه به جناب تو دارم كه هميشه مرحمت و احسان فرمودهاى و هرگز تعجيل در عقوبت نفرمودهاى . در اين صورت ، باب رحمت ، استعارهء بالكنايه است ، و همچنين يَدْ و رجا وقَرْع - كه از ملايمات است - ترشيح خواهد بود .
وَهَرَبْتُ إِلَيْكَ لَاجِئاً مِنْ فَرْطِ أَهْوَائِي
. هَربْ : گريختن .
لاجئ : پناه گيرنده .
أهواء : جمع هوا ، به معنى خواهش .
يعنى : اى خداى من ! گريختهام به سوى درگاه تو از هر چه رضاى تو در آن نباشد ، در حالتى كه پناهگيرندهام به سوى درگاه تو از بسيارىِ خواهشهاى نفس خود .