فَبِئْسَ الْمَطِيَّةُ الَّتِي امْتَطَئَتْ نَفْسِي مِنْ هَوَاها
بئس : كلمهء ذمّ است . و مطيّه : مركب شتر است ، وامطئتُ أي : أخذتُ المطيّة ؛ يعنى : چه بد مَركبى است آن شترى كه نشسته است بر آن شتر ، نفس من از هواها و آرزوهاى خود . و اين معلوم است كه آرزوها ، لايزال متجدّد است و به حدى نمىرسد كه از آن تجاوز نتواند كرد و هيچ كس به جميع آرزوهاى خود نمىرسد و جميع مشتهيات ، هيچ فردى از افراد ناس در دنيا به عمل نمىتواند آمد . پس مغرور شدگان به حُطام ناپايدار دنيا بايد متنبّه شوند كه اجل ، در عقب است و مطيع و منقاد نفس امّاره نبايد بود كه مانند شتر سوار است و پيوسته ، مشغول رفتار و آناً فآناً در قطع منازل و مراحل است و مرگ را سريع مىگردانَد و عنقريب رجوع به سوى جزاى كردار است و بسيار نيست چيزى كه عاقبت او فنا باشد . و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده : « أشْرفُ الغِنى تَرْكُ المُنى » ( 1 ) . شريفترين توانگرى ترك آرزوست ؛ زيرا كه آن ، مستلزم قناعت است و قناعت ، مستلزم غناى نَفْس به دليل « القَناعَةُ كَنْزٌ لايَفْنى » ( 2 ) و قال عليه السلام أيضاً : « مَنْ أطالَ الامَلَ اسآءَ الْعَمَلَ » ( 3 ) . كسى كه دراز گردانيد آرزوى خود را و بسيار خواست اميد و آرزوى خود را . بد ساخت عمل خود را ؛ زيرا كه طول امل ، مستلزم غفلت و تقصير در عمل است .
فَوَاهاً لِمَا سَوَّلَتْ لَهَا ظُنُونُها وَمُنَاها
في الحديث : « المؤمنُ واهٍ راقع » ( 4 ) . الواهي : هوالذي يذنب فيصير بمنزلة السقاء