تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
وقائد : كنايه از نَفْسِ امّاره است و هر كه زمام اختيار به يد اقتدار نفس امّاره داد ، خذلان يافت ، به دليل قوله تعالى :
« وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي »

. ( 1 ) يعنى : و پاك نمىكنم نفس خود را ؛ يعنى نمىگويم كه نفس من از ميل به آرزوها [ معُرّا ] و مُبرّاست . به درستى كه نفس ، هر آينه ، فرماينده است به بدى و معصيت ، مگر آن را كه ببخشد پروردگار من كه از فرمان نفس بر امان باشد و قصد بد به فعل نياورد و او را به عصمت ، هدايت دهد .

فَمَنِ الْمُقِيلُ عَثَراتِي مِنْ كَبَوَاتِ الْهَوى

. مقيل : عفوكننده . و عثرات : جمع عثر ، به معنى لغزش و موافقت هواى نفس . و كبوات : جمع كبوت ، به معنى به سر در آمدن و حِدَّت نفس . و هوى : به معنى قوّتى است قائمه به آدمى كه او را نفس امّاره گويند كه آدمى را راغب به لذّات حسيّه از شهوانيه و غَضَبيّه مىسازد ، مخالف آنچه قوّهء عاقله - كه به نفس ناطقه قائم است - اقتضا مىكند . يعنى : پس كيست عفوكنندهء جرايم [ و مآثم ] و لغزش‌ها و آمرزندهء مهلكات و گناهان من از سر به در آمدن‌هاى هوا و هوس ؛ چون كسى كه در مكانى باشد ، وقتى كه لغزيد ، دور مىشود از آن مكان . پس به سبب ارتكاب گناهان ، دور خواهد شد از درگاه حق ، و اضافهء كبوات به هوا ، بيانى خواهد بود ؛ يعنى : پس كيست كه در تواند گذشت [ از ] گناهانى كه من مرتكب شده‌ام و از من صدور يافته از به سر درآمدن‌ها و افتادن‌هايى كه آنها همه هلاكت است . اين دو فقرهء شريفه ، تعليم امّت است ، والّا ائمه عليهم السلام معصومان‌اند از گناهان صغيره و كبيره از اوّل عمر تا آخر عمر ، يا كسر نفس و انقطاع از ما سوا و توجّه به جانب مولاست ، و نيز كيفيت سير سعدا و سبب نجات و رفع درجات و قبول توبه و اميد عفو و رحمت در اين دو فقرهء شريفه مندرج است .
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 53 .