( 1 ) سؤال كردند ، حضرت عليه السلام فرمود : « يعنى بايد زندگانى دهيم بندهء صالح را در دنيا ، زندگانى خوب و پاكيزه » . پس حضرت در جواب سائل فرمود : « هي الْقَناعَةُ » ( 2 ) ؛ يعنى حيات طيّبه قناعت است و اكتفا نمودن به اندكْ بضاعت . يا دفع كن ، خداوندا ، سفاهت و اضطراب احتياج و بدى فقر را كه از خوى بد من ناشى است به مهارهاى قناعت ، كه سؤال از كسى نكنم و مالك نفْس خود باشم و صبر نمايم و آبروى خود را ضايع نسازم كه سبب خوارى و بىاعتبارى من گردد . و اين معنى ظاهر است ؛ زيرا كه استغناى قناعت ، فقرا را به صدر تمكّن رسانَد و تكاپوى حرص توانگران را در صف نعال نشانَد . پس در همه حال از فقر و غنا و صحّت و مرض و ضيق و سِعَت ، توكّل بر جناب تو داشته باشم و خلق را لا يضرّ و لا يعطى و لا ينفع ولا يمنع دانم و در اين صورت ، تشبيه قناعت به زمام شتر ، بالكنايه است و زمام ، ترشيح تشبيه است .
ميراث حديث شيعه — صفحة 194
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٩٤
به هم مىرسد . از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام از آيهء كريمهء
« فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً »
يعنى : اى خداى من ! اگر پيشى نگرفته بود به من بخششها و نعمتهايى كه از فضل كَرَم توست ، در حالتىكه با نيكويى تأييد و هدايت توست ، به طريق تفكّر در آثار قدرت و انوار عظمت و اقسام نعمت و انواع رحمت .
فقرهء شريفه ، دليل است بر سبقت رحمت و تجاوز از معصيت و عفو از گناهان و تأخير عقوبت ، و رفيق اين طريق ، توفيق است . به هر كه عطا فرمود ، عزيزِ دو جهان شد و از هر كه باز گرفت ، مخذول دو جهان گشت ، و اين توفيق القاى معرفت و هدايت است به دلها ، و دلها در قبضهء تصرّف خداوند يكتاست . به هر كه عطا فرمود و كشف غطا از او شد ، از حجاب حرمان به شهود لقا و نور ايمان ، فايز گرديد .
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 97 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 51 ؛ بحار الأنوار ، ج 68 ، ص 345 .