ينابيع : جمع ينبوع است ، به معنى چشمه .
بر اين تقدير ، مراد از غرس ، استحكامى است كه لازمهء درخت نشاندن است .
و خشوع : فروتنى و زارى نمودن است ، و خشوع در بدن و بصر و صوت مىباشد ، و درخت ، فروتنى استعاره مصرّحه است و غرس ، ترشيح الاستعاره .
و احتمال مىرود كه بناى كلام بر تشبيه باشد . يعنى : بنشان خداوندا از براى بزرگى كه تو راست در زمين ، آبشخور دل من ، چشمههاى فروتنى و شكستگى را .
مورد اين فقرهء شريفه ، خضوع و خشوع است و متضمن تسليم و تفويض امور به خداى - عزّ وجلّ - يعنى : شجرهء خضوع و خشوع را در دل من سبز گردان كه هميشه خاضع و خاشع عظمت تو باشم ، و توكّل بر جناب تو داشته باشم و غير را لا يعطى و لا يمنع و لا يضر و لا ينفع دانم .
و در بعضى نُسَخ
« وَأَغْزِرِ اللَّهُمَّ بِعَظَمَتِكَ فِي تِرْبِ حَيَاتِي يَنَابِيعَ الْخُشُوعِ »
واقع است .
غزر : فرو بردن است .
و تِرب به كسر تاء : خاك .
و مراد از حيات ، روح است كه حيات به او متعلّق است .
و ينابيع : جمع نبع است ، و نبع ، درختى است كه كمان از او سازند كه كنايه از نهايتِ مرتبهء خضوع باشد .
يعنى : فروبر و به كار ، بارخدايا ، در خاك وجود و روح من ، درختهاى خميدهء فروتنى و انكسار را .
وَأَجْرِ اللَّهُمَّ لِهَيْبَتِكَ مِنْ آمَاقِي ذَرَفاتِ الدُّمُوعِ
جَرى له الشيء ودَرَّله : به معنى دام ، و به معنى ريختن و روان كردن نيز آمده .
هيبت : ترسناكى .