[ باز ادلّه بر امامت و خلافت اميرالمؤمنين بعد از رسول خدا ]
و باز در اعلاى لِواى اسلام ، بذل جهدى كه از آن سرور ، مشهور و معروف است ، از هيچكس صورت ظهور نيافتى و پيوسته در كارزارها ، خود را پروانهوار بر آتش قتال زدى و از محاربهء دليران و شجاعان ، هيچ انديشه به خاطر مبارك راه ندادى .
كفايت آن مِهتر سلسلهء امامت در مهمّات ، از آن اوضح است كه به مؤنت بيان درجهء عيان پذيرد ، و به هيچ مقاتله ، عنان همّت و الا نهمت مصروف نساختى كه آفتاب فتح و ظفر از افق تتقْ اقبالِ اهل اسلام طالع نگرديدى ، و فرس عزيمت به ميدان هيچ مطلبى در نُهضت نياوردى كه به چوگان فطرت و كفايت ، گوى مراد نرُبودى ، و به هر چه توجّه نمودى ، موافق مقصود به اتمام رساندى و موافق مطلوب فيصلپذير گردانيدى ، و به رشدى كامل و فهمى شامل ، سخن گفتى ، و همه سيرتهاى حميده و طريقهاى پسنديده داشتى .
تاج بها بر سر دين ، او نهاد * قفل هوا از درِ دين ، او گشاد
حقطلبان را به نظرهاى خاص * داد ز انديشهء باطل ، خلاص .
و رسول خدا دربارهء او فرمودى : « يا على ! لَوْ وُضعَ ايمانُ الخلائقِ وأعمالُهُمْ في كَفَّةِ ميزانٍ وَعَمَلُكَ يَوْمَ احُدٍ في الكَفَّةِ الأُخْرى لَرجَّحَ عَمَلُكَ يَوْمَ احُدٍ عَلى جَميعٍ ما عُمِل » ( 1 ) . يعنى : هرگاه نهاده شود ايمان و اعمال تمام خلايق در كفّهء ترازويى و در كفّهء ديگر ، عمل على را بگذارند كه در روز جنگ احد به جا آورده بود ، هر آينه ، عمل على راجح آيد بر اعمال تمام خلق عالم از جن و بنو آدم ؛ چه از انسان و چه حيوان . و نيز [ دربارهء آن جناب ] فرموده : « لَضَرْبَةُ عليٍّ يَومَ الْأحْزاب خيرٌ مِنْ عِبادَةِ الثَقَلينِ » ( 2 )
هامش
( 1 ) . حلية الأبرار ، ج 2 ، ص 157 ؛ مدينة المعاجز ، ج 7 ، ص 535 ؛ مئة منقبة ، ص 79 ؛ ينابيع المودة ، ج 1 ، ص 202 و . .
( 2 ) . الطرائف ابن طاوس ، ص 519 ، الاربعين في امامة الائمة الطاهرين ، ص 430 ، الغدير ، ج 7 ، ص 206 .