دست مبارك مرا بيفشرد و گفت : ارش اين ، چنانكه گويا در غضب بود . گفتم : اين است به خدا قسم آن علم ؟ فرمود : اين است هر آينه علم و نيست اين آن علم . آنگاه ساعتى ساكت شد ، گفت : نزد ماست « جِفر » و چه مىدانند ايشان كه جِفر چيست . گفت پس گفتم : چيست جفر ؟ فرمود كه : ظرفى است از پوست كه در اوست علم انبيا و اوصيا و علماى ماضيه از بنى اسرائيل . ابوبصير گويد عرض كردم كه : اين است آن علم ؟ فرمود : اين علم است و نيست اين آن علم . آن گاه ساعتى سكوت اختيار كرد . پس فرمود : نزد ماست « مصحف فاطمه عليها السلام » و چه مىدانند ايشان كه مصحف فاطمه چيست . ابوبصير گويد عرض كردم : چيست مصحف فاطمه ؟ آن جناب فرمود كه : اين ، مصحفى است كه در اوست سه برابر [ اين ] قرآن شما و قسم به خدا كه نيست در آن مصحف از قرآن شما يك حرف . گويد ابوبصير كه گفتم : اين است به خدا قسم آن علم ؟ فرمود : اين علم است و نيست آن علم . پس آن گاه ساعتى ساكت شد . پس گفت : به تحقيق كه نزد ماست علم آنچه بود و علم به آنچه باشد تا قيامِ قيامت . ابوبصير گويد گفتم : فداى تو گردم ! پس چه چيز است آن علم ؟ حضرت عليه السلام فرمود : آنچه حادث مىشود به شبها و به روزها ، امرى بعد از امرى ، و چيزى بعد از چيز ديگر تا روز قيامت ؛ يعنى علم به تفصيل آنچه حادث شود تا به روز قيامت ( 1 ) .
ميراث حديث شيعه — صفحة 177
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٧٧
و تفسيرى به نظر رسيد كه اسعد اردبيلى ، مسنداً از عبدالملك بن سليمان نقل كرده كه بود كه در ذخيرهء حوارى عيسى عليه السلام مكتوبى پديد آمد كه در آن به قلم سريانى نوشته بودند و از تورات نقل كرده بودند كه : چون نزاع
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 238 - 240 .