[ دليل ديگر بر اعلميت ائمهء معصومين عليهم السلام ]
و در حديث آمده كه : ثُلث قرآن در شأن ائمهء هدا وارد شده و ثلثى در مذمّت دشمنان ايشان است و ثلث ديگر ، فرايض و احكام [ دين مبين ] است ، و حضرت اميرالمؤمنين ، مكرّر مىفرموده كه : منم كلام اللَّه الناطق ( 1 ) . پس چون پادشاهان ممالك دين و يقين ، ائمهء معصومين - صلوات اللَّه عليهم أجمعين و لعنة اللَّه على أعدائهم ابد الآبدين - در علم و كمال از همه برتر باشند ، به مضمون صدق مشحون
( 2 ) مرتبهء آن برگزيدگان از ما سوى [ اللَّه ] ، افضل خواهد بود و عالم و جاهل ، مساوى نباشند و مفضول را بر فاضل كى و كجا افضليت تواند بود ، و مرجوح بر راجح ، رجحان نتواند نمود ، و اين معنى نزد مصنّفان ، محتاج به بيان و موقوف به استدلال و برهان نيست . دويم : به عمل كه موجب ادراك هر سعادت و كمال است و ميزان اعتبار ، فرمانبردارى است و از محاسنِ كردار است كه به منازل ابرار توان رسيد و بىعمل ، هيچ كمال به زيور قبول ازل نرسد ؛ بلكه مقصود از آفرينش ، جز بندگى و فرمانبردارى نتواند بود و اين معنى از كريمه
( 3 ) ظاهر و باهر است . و اين نيز مبين [ و معيّن ] است كه بعد از پيغمبر آخر الزّمان هيچ فردى از افراد انسان به كثرت عبادت امير مؤمنان و پيشواى متّقيان نبود ، مگر ائمه از ذريّهء آن ، و در حين عبادت ، به مرتبهاى و اصل درياى اخلاص شدى كه از ما سوى اللَّه به نحوى ديده پوشيدى كه هنگام نماز از پاى مبارك آن نيكو خصال ، زهرِ آلوده نصال بيرون آوردندى و او خبر نشدى .