پس آفتاب روحانى و معنوى را با آفتاب صورى كى و كجا نسبت توان نمود كه همهء مردمان را در دنيا و آخرت به مصباح هدايت به طريق نجاح و فلاح مىرسانند و به سرچشمهء سِداد ارشاد مىفرمايند . پس تشبيه آن سروران به زبان صباح و اتقان صُنع فلك دين به ائمهء معصومين ، اين جا نيز به ظهور پيوست .
و اين كه اضائه و نور هدايت ايشان و دلالت اشعهء اشراق آن سروران است كه روشن گردانيده است آسمانها و زمين را ، و تدبير امور عباد به معرفت مبدء و معاد كردهاند ، پس مشبَّهٌ به ، اقواست از مشبّه ، و مردمان و انس و جان از مضايق مزالق و غوايت ضلالت به نور هدايت ايشان روشناند . پس هر كه به مشاكلى تجلّيات دانش در آينهء آفرينش عكس انوار جمال بينش مشاهده نمود ، به رشحهء دوستى و ولا و رايحهء فايحهء شناخت ائمه هُدا عليهم السلام متمسّك شد ، بندهء موّحد و مؤمن متوحّد گرديد .
حاصل كتاب خدا و ائمه هدا ، امان و پيمانىاند از عذاب [ و عِقاب ] الهى . اين هر دو ، موضع اسرار الهى و متّصف به علوم نامتناهىاند ؛ آمر به طاعات و بازدارنده از مناهى ؛ ساكتاند به ظاهر و گويا به حَسَب دلالت و برهان باهر ، يا ماسك است و فراگيرنده است . از جمله دليلها و حجّتهاى معرفت تو ، عهد و پيمان قرآن و دوازده امام را به امر به عمل كردن و متابعت نمودن ايشان ؛ زيرا كه خلايق را امر فرمود كه متمسّك به ايشان هر دو باشند كه كتاب خدا و ائمهء هدايند كه دو ريسمان دين متيناند و دو قواعد دين مبيناند كه خلق به وسيلهء ايشان و ترك جدايى از ايشان بر وجه امنيّت از حضيض جهل و قعر چاه ضلالت به اوج عزّت و هدايت ترقّى مىنمايند ، و به معرفت ربوبيّت پى مىبرند ، و به درجات عاليه و مدارج متعاليه صاعد مىشوند ؛ و درازى ايشان يا به اعتبار علوّ قدر است ، يا به اعتبار عدم انقطاع ايشان است ، ابداً ، يا به اعتبار آن است كه مردمان به سبب اين دو حبل ، راه به معرفت بارگاه ربوبيّت يافتهاند و مقرّب درگاه احديّت گرديدهاند .
و اشرفيّت و افضليّت آن ، ظاهر است و احتياج به بيان ندارد كه دو قانون
محكماند و دو حجّت قاطعاند و دو نور ممتدّند و دو حبل سعادتاند كه يكى مستجمع جميع احكام منزله ، و ديگرى مستجمع هدايت جميع پيغمبران مرسلهاند .
ميراث حديث شيعه — صفحة 174
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٧٤