و باز ، فقرهء شريفه دليل است بر نفى صفات سلبيّه از او - جلّ شأنه - كه مركّب نيست ، جسم و جوهر و عَرَض نيست ، در محل نيست ، محلّ حوادث نيست ، ديدنى نيست به چشم سَر ، شريك ندارد در ذات و صفات ، محتاج به هيچ امر در هيچ چيز نيست ، و چون اوصاف مذكوره در حقّ او - جلّ شأنه - باسرِها باطل باشد كه اين اوصاف لوازم مخلوقاتاند ، پس ملزوم كه همجنسى و مشابهت با مخلوقات است ، باطل باشد .
« وَجَلَّ عَنْ مُلائَمَةِ كيْفِيَّاتِهِ »
جلَّ : عظم .
ملائمة : مناسبت و فراهم آوردن .
كيفيات : جمع كيفيت به معنى چگونگى .
يعنى : و اىِ آن كسى كه بزرگ و بلند است ، او از مناسبت چگونگىهاى خود .
يعنى منزّه و مبرّاست از كيفياتى كه خلق فرموده كه اگر كيفيات مىداشت ، مناسب كيفيات خود مىبود . پس او را كيفيات نيست .
يا او - جلّ و علا - در انديشهها و عقول ، بزرگتر است از آن كه مكيّف به كيفيتى باشد و به هيچ وجه من الوجوه ، مكيّف به كيفيتى نيست ؛ زيرا كه كيفيات ، از لوازم ممكنات است و او از لوازم امكان ، منزّه و مبرّاست .
[ دليل ديگر بر اين كه صفات او عين ذات است ]
يا هيچكس نمىتواند دانا شد بر كُنه ذات اقدس و صفات مقدّس او ؛ زيرا كه صفات مقدس او عين ذات اقدس است ، كما قال النبي صلى الله عليه و آله و سلم : « ما عَرَفْناكَ حَقَّ معرَفَتِكَ » ( 1 ) وكما قال [ محمدٌ ] ، باقر علوم الأولين والآخرين - صلوات اللَّه عليه وعلى آبائه الطاهرين - : « هل يُسمّى عالِماً وقادِراً إلّاأنَّه وَهَبَ العِلْم لِلعُلمآء وَالقدرةَ لِلقادِريْنَ فَكُلّما مَيَّزتُمُوهُ بأوْهامِكُمْ في أدَقِّ مَعانيه ، فَهُوَ مَخلوُقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلَكُمْ مردُودٌ الَيكُمْ وَالباري تعالى
هامش
( 1 ) . عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 132 ؛ بحار الأنوار ، ج 66 ، ص 292 .