آسمان است به انوار معرفت و ضيا بخش جِنان ساكنان زمين است به نور يقين و ايمان و عبادت ، يا آرايندهء آسمانهاست كه اماكن طاعات ملائكهاند ، و آرايندهء زمين است كه مواضع عبادت اهل اسلام است ، يا آرايندهء آسمانهاست به نجوم ، و آرايندهء زمين است به انبيا و ائمه و مؤمنان ، يا آرايندهء آسمانهاست به تسبيح مُسبِّحان ، و آرايندهء زمينهاست به تلبيهء حاجيان و تكبير غازيان ، يا آرايندهء آسمانهاست به بيت المعمور ، و آرايندهء زمين است به كعبهء وافر السّرور ، يا مُدَبّر آسمانهاست [ و مقدّر ] زمين است كه امور اهل آسمانها و زمين را به تدبير بىنظير نوازش فرموده ؛ چه هر دليلى از دلايل قدرت و بدايع صُنعت كه در دواير سپهر بَرين و در زمين واقع است ، دليل واضح است بر وجود وقدرت و علم و حكمت او - جلّ شأنه - ، يا راهنماى اهل آسمانها و زمين است به هستى و وجود خود ، يا بهجت و مسرّت [ بخش ] اهل آسمانها و زمين است براى مردمان .
مَثَل زد نور خود را تا متفطنّ شوند و فرمود :
« مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ »
يعنى صفت نورى كه منسوب به خداى - عزّ شأنه - مانند چراغدانى است كه در او چراغى افروخته باشد ، و بعضى گفتهاند : مشكاة نىاى است از آهن كه در وسط قنديل مىباشد ، و بنا بر اين قول « مشكاة » فتيلهء شعله باشد در آن نى .
« الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ »
و آن چراغى افروخته در قنديلى است از آبگينه
« الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ »
و آن آبگينه از نهايت ضياء وصفا ، گويا ستارهاى است درخشنده
« يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ »
كه افروخته مىشود از روغن درختى با بركت بسيار نفع
كه آن ، درخت زيتون است ، و آن را مبارك ناميد به جهت آن كه در زمين مقدّسه رُسته و حضرت ابراهيم و شصت و نه پيغمبر ديگر - على نبينا وعليهم السلام - بر آن درخت ، دعاى بركت خواندهاند .
« لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ »
نه در جانب شرقى واقع است كه ديار چين و خطا و مانند آن باشد ، و نه در طرف غرب است كه طبرستان و مانند آن باشد ؛ بلكه منبت آن درخت ، ارض شام است ، يا آن كه نه پيوسته در آفتاب است تا مُحتَرق شود ، و نه هميشه در سايه است كه ميوهء او خام بماند ؛ بلكه هم از رعايت آفتاب بهرهمند است و هم از وقايهء سايه ، محفوظ .