تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و بنات النعش را در حجرهء لاجوردى فام به مقام احترام رسانيده ، اين بود ظاهر فقرات كثيرة الثمرات اربعه كه به قلم انكسار بر صحيفهء ليل و نهار ، مرقوم گرديد . و چنانچه آيات قرآن مبين [ را ] مفيدى است ظاهرى و معانى است باطنى كه هر كس به قدر تفاوت مراتب و تباين مشارب و از تفسير اهل بيت از آن سودمندند ، همچنين اين كلام معجزْ نشان بر آن نَسَق ، انتظام مىتواند داشت و در انكشاف حجاب اسرارش نقوش فراوان بر صحايف تأليف مىتوان نگاشت ، الحق ، دعايى است كثيرة الفوائد كه به طغراى هدايتْ آراسته ، و ثنايى است به رقوم سعادتْ نگاشته ، آنچه خلق را وسيلهء صلاح خاتمه تواند بود و ذريعهء حُسنِ عاقبت تواند گشت ، در ضمن مطاوى فقرات كثيرة الثمراتش مندرج است . هر كه در سلوك جادهء اصول دين و ترويج دين مبين سيّد المرسلين به طريقهء ائمهء طاهرين عمل نمود ، در ضمن آن ترقّى بر درجات رستگارى مشاهده خواهد نمود و بىحساب و پرسش به تشريف آمرزش ، نوازش خواهد يافت . پس چرا بعيد باشد كه ادعيهء منقوله از ائمهء طاهرين را حال بر اين منوال باشد ، بنا بر اين چنانچه [ احوال ] نشئهء اولى و اخرى از فقرات شريفه ظاهر شد ، احوال نشئهء وسطا نيز ظاهر مىتواند شد ، و اين نادان به عون ملك منان استنباط آن نيز نمود تا مردمان از آن نيز بهره يابند و اين گنهكار را به دعاى خير ياد نمايند .

يا مَن دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ بِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ

[ فيه تحقيق حقيق ]

بدان كه حق تعالى - جلّ و علا - روا نداشت كه در امور دنياوى و معاش ، خلق را در ظلمات برّ و بحر رها و سرگردان كند . آفتاب و ماه ، چندين ستاره مانند هم در اهتدا پديد كرد تا به آنها مهتدى شوند ، كى روا دارد كه خلق را در ظلمات ضلالت ، رها كند و در ايشان راهنمايى پديد نكند ؟ ! و دين نزديك او - جلّ و علا - از دنيا اولىتر و آخرت از اولى دوستتر ، در باب دنيا هدايت خلق خواست ، در باب دين ، كى ضلالت خواهد ؟ ! آن جا راه نمود ، اينجا كى سزد و سزاوار باشد كه از راه ببَرد ؟ !